تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٠ - عوامل سقوط و انهدام جامعه
شرح آيات
لعنت بنى اسراييل
[٧٨] لعنت به سبب طينت و فطرت آدمى، دامنگير او نمىشود هم چنان كه رحمت هم چنين نيست. هر چه به انسان مىرسد نتيجه عمل اوست ... در ميان بنى اسراييل مردمى مسلم بودند و مردمى هم كافر. اين كافران را انبياء بنى اسراييل طرد كرده بودند. قرآن از انبياء بنى اسراييل دو نمونه ذكر مىكند يكى داود (ع) كه پادشاه و فرمانرواست. فرض بر اين است كه پادشاه با رعاياى خود به سياست و نرمش رفتار كند، بويژه داود كه صاحب زبور بود و هميشه به رحمت و صلاح دعوت مىكرد. پس از داود، عيسى عليه السلام آنان را لعنت كرد، با وجودى كه دعوتش سراسر رحمت و آرامش و آشتى بود. سبب لعنت كردن آنها كفار بنى اسراييل را، اين بود كه كفار بنى اسراييل به خدا عصيان مىكردند و بر مردم تجاوز.
«لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ- از بنى اسراييل آنان كه كافر شدند به زبان داود و عيسى بن مريم لعنت شدند و اين لعنت به پاداش عصيان و تجاوزشان بود.»
عوامل سقوط و انهدام جامعه
[٧٩] سقوط و انهدام جامعه از آنجا آغاز مىشود كه افراد به وظايف خود عمل نكنند و در پيامد آن خدا را عصيان كنند،/ ٤٤٣ يا در امورى كه مخصوص به خود فرد است چون ترك نماز و دروغگويى، سپس به تجاوز به حقوق ديگران منجر خواهد شد. آن گاه به صورت بىاعتنايى به ارزشها درمىآيد و نتيجه آن پراكنده شدن جامعه است و تعدد گرايشها بخصوص گرايش به بيگانه.
«كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُ- از كار زشتى كه مىكردند يكديگر را نهى نمىكردند.» رسم نهى از منكر از ميان برافتاده بود، زيرا عادت نكرده بودند كه ارزشها