تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٤ - انگيزههاى شرك به خدا در نزد مسيحيان
كسى را مىجوييم كه ما را از عذاب خدا خلاص كند. آيا بهتر نيست كه به خدا بازگرديم تا از آمرزش گسترده او برخوردار شويم. در حالى كه مسيح در برابر خداوند هيچ كاره است. او نيز انسانى است مانند ما كه طعام مىخورد و صاحب سود و زيانى نيست. در واقع مقام الوهيت به مسيح دادن به تقليد اساطير كافران است. غلوّى مردود در دين است.
شرح آيات
انگيزههاى شرك به خدا در نزد مسيحيان
[٧٢] چرا مسيحيان از راه صحيح دين خود منحرف شدند و چرا گفتند كه مسيح خداست؟ آيا آنها حقيقت ايمان به غيب را نمىدانستند؟ و هنوز به سطح چنين ايمانى نرسيده بودند، از اين رو مسيح را خدا شمردند؟ يا آن كه مىخواستند هر چه بيشتر به دين تمسك جويند پس در ورطه غلو افتادند و براى اين كه مرتبت و منزلت پيامبر خود بالا برند كارشان به شرك كشيد؟ يا آن كه از افسانههاى ملل مشرك چون يونانيان متأثر شدند؟ همان فرهنگ يونانى كه در اسكندريه لانه كرده بود و از آنجا به مسيحيت نفوذ كرد؟ يا بدان سبب كه تصور عظمت خدا كردند و بشدّت خشم و برندگى احكامش انديشيدند، تا براى خود راه فرارى بجويند مرتكب گناهى شدند و گفتند خدا بيش از يكى است هر گاه يكى از آنها بخواهد كسى را شكنجه و عذاب كند آن ديگر ما را مىرهاند؟
همه اينها به هر صورت كه باشد شرك است. زيرا شرك را انواعى است و راههاى انحرافى فرار راه است در حالى كه راه حق يكى بيش نيست.
در آيات بعد به همه انگيزههاى تحريفى اشاراتى است و بر ما واجب است/ ٤٣٦ كه از همه آنها دورى گزينيم تا بتوانيم هويت امت اسلامى خود را حفظ كنيم.
«لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَ قالَ الْمَسِيحُ يا بَنِي إِسْرائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ- به تحقيق آنان كه گفتند كه