تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٤ - دست خدا گشاده است
«وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً- و آنچه بر تو از جانب پروردگارت نازل شده است به طغيان و كفر بيشترشان خواهد افزود.» زيرا اينان مىپندارند كه هر تازهاى بدعت است و بايد با آن به پيكار پرداخت از اين رو هر چه بيشتر در خرافات كهن خويش فروخواهند رفت.
چه بسا به سبب نگرش جامد و تغيير ناپذير خود به زندگى و اعتقاد راسخ به اين كه خداوند زندگى را دگرگون نمىسازد، همواره با الفاظ و قوالبى معين رابطه دارند و جز آن چيزى نمىپذيرند و بر سر آن كشاكش دارند و اين كشاكش تا روز قيامت در ميانشان دوام خواهد يافت. تطورات و دگرگونيهاى زندگى نمىتواند آنان را به اصل و جوهر دينشان بازگرداند و به ترك قوالب جامدى كه هر گروه به گوشهاى از آن چسبيدهاند و بدان تعصب مىورزند، وادارد. از اين رو قرآن حكيم به جنبههاى منفى گذشته آنها جنبهاى ديگر كه اختلافات داخلى است مىافزايد و مىگويد
«وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ- ما تا روز قيامت ميانشان دشمنى و كينه افكندهايم.
هر گاه كه آتش جنگ را افروختند، خدا خاموشش ساخت.» خاموش كردن خداوند آتش جنگى را كه آنان افروختهاند، دليل بر تدبير مستقيم و بىواسطه اوست، در شؤون زندگى. هم چنان كه هر نقشه محكم و دقيقى به چيزى كه آن را «تصادف» مىگوييم باطل مىشود و هر انديشه استوار و حساب شدهاى به علتى و سببى نقض مىگردد و از اين سبب و علت گاه به روزگار تعبير مىشود./ ٤٢٣ همه اينها دليل بر اين است كه خداوند در جهان و زندگى تأثير مستقيم دارد. در حديث از على عليه السلام آمده است «خدا را به فسخ عزيمتها و نقض آهنگها شناختم».
«وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ- و آنان در روى زمين به فساد مىكوشند و خدا مفسدان را دوست ندارد.» فساد در روى زمين نتيجه نگرش باطل و جامد آنهاست به زندگى. آنان به