تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٨ - انتظار فرج
«فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ- آنهايى را كه در دل مرضى دارند مىبينى كه به صحبتشان مىشتابند، مىگويند مىترسيم كه به ما آسيبى برسد.» يعنى مكروهى با سلطه دشمن.
انتظار فرج
ولى پروردگار ما مىگويد: از احتمال ديگرى نبايد غافل شد و آن پيروزى مسلمانان است بر بيگانگان. اگر چنين اتفاقى بيفتد آيا در آن هنگام نبايد از مسلمانان پيروزمند ترسيد؟
«فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ- اما باشد كه خدا فتحى پديد آرد.» يعنى مسلمانان بر دشمنانشان پيروز شوند.
«أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ- يا كارى كند.» چون عذاب سختى كه به كفار رسد و به دست مسلمانان نباشد، بلكه از طريق زلزله باشد يا فروشدن در زمين يا انتشار بيمارى.
«فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نادِمِينَ- آن گاه از آنچه در دل نهان داشته بودند پشيمان شوند.» زيرا آنان به نيرويى اندك متّكى شده بودند و دوستى مقدس خود را به سرابى فريبنده ارزانى داشته بودند.
[٥٣] در آن هنگام كه خداوند مسلمانان را پيروز كرده يا كفار را به هلاكت رسانده مسلمانان بر منافقان شماتت مىكنند و مىگويند: آيا اين كافران همان همپيمانان شما بودند./ ٤٠٢ چنين بود سرنوشت ايشان كه مشاهده كرديد. سراب شرك تباه شد و اكنون سرمايهاى جز خسران و ندامت به دست ندارند.
«وَ يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ- آنها كه ايمان آوردهاند مىگويند: آيا اينان همان كسانند كه به خدا سوگندهاى سخت مىخورند.»