تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٧ - دوستى منحرف
براى غلبه بر يهود از نصارا مدد جويند. اين پندار، پندارى باطل است به دو سبب
اول: بيگانه آن قدر كه به بيگانه نزديكتر است به تو كه مسلمانى نزديك نيست. يهوديان و مسيحيان بر ضد تو همپيمان خواهند شد، هم چنان كه شرق و غرب بر ضد مصالح مستضعفين دست اتحاد به هم دادهاند. نسبت به تو كه يك مسلمان هستى با دين و آيينى مخالف با آنها، يهودى و مسيحى يكسانند. همچنين شرق و غرب نيز از تو فاصله دارند و از جامعه تو دورند و با تو مخالف.
دوم: هنگامى كه تو با اينان پيمان دوستى مىبندى جزئى از جامعه آنها مىشوى و ادامه دهنده وجود آنان. اين امر تو را از جامعه مسلمانت دور مىكند، زيرا از چيزهايى كه هويت انسان را مىسازند يكى هم وابستگى اوست و يك فرد واحد نمىتواند دل در دو جا به گرو نهد و داراى دو وابستگى باشد. از اين رو پروردگار ما مىفرمايد
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ- اى كسانى كه ايمان آوردهايد يهود و نصارا را به دوستى برمگزينيد. آنان خود دوستان يكديگرند. هر كس از شما ايشان را به دوستى گيرد در زمره آنهاست.» چه بسا چنين شخصى در نزد خود پندارد كه از دو سو متمتع مىشود، به ظاهر از مسلمانان است و در باطن از دوستان بيگانگان. ولى اين پندارى خطاست.
زيرا با عمل خود به جامعهاش ستم مىكند، از اين رو خداوند او را هدايت نمىكند.
زيرا قلبش پر از نفاق و غل و غش است و نور عقل در آن نمىتابد.
«إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ- خدا ستمكاران را هدايت نمىكند.»/ ٤٠١ [٥٢] چه كسى با بيگانه دوستى مىكند؟
فرد يا طبقهاى كه خود را در برابر بيگانه شكست خورده احساس كند، كسى كه از قوت و قدرت او بترسد يا چنين پندارد كه به زودى بر كشورش سيطره خواهد يافت با او همكارى مىكند.