تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٨ - يهود و ساختن افكار
مصداق مفهوم آن كلمه نيست.
«يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هذا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا- و مىگويند
اگر شما را اينچنين گفت بپذيريد و گرنه از وى دورى گزينيد.» اين سؤال پيش مىآيد كه چرا اينان از اين دين جديد چيزى فرا نگرفتند آيا اين رسالت هدايت و نور نبود؟
زيرا دلهايشان لبريز از عقايد و آراء عجيب و غريب و دور از حقيقت است آنان آن آراء و عقايد را برگزيدند تا اطماع و شهواتشان تحقق يابد از اين رو خداوند هم براى ايشان ضلالت را برگزيد و هر كه را خدا گمراه خواهد كس هدايت نتواند كرد.
«وَ مَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً أُولئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ/ ٣٧٧ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ- و هر كس را كه خدا ضلالت او خواهد تلاش از قهر خدا رهايى نخواهى داد اينان كسانى هستند كه خدا نخواسته است كه دلهايشان را پاك گرداند. آنان را در دنيا خوارى و در آخرت عذاب بزرگ است.» از اين آيه برمىآيد كه پاك بودن دل شرط اوليه هدايت خداوندى است.
[٤٢] گروه گمراهى كه افكار مردم را فاسد مىكنند چند دستهاند
عالم نمايان فاسق دينى و رجال دربارى و ملكداران بزرگ و امثال آنها. اينان كانون فسادند كه ضلالت اولين و آخرين در آنها جمع شده است، زيرا اينان خود در جستجوى چنين ضلالتى هستند تا آن را ميان خود و دين چون پردهاى قرار دهند.
اينان
«سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ- گوش نهادگان بر دروغند.» مىدانند كه رسالت حامل نور و هدايت است و در نتيجه به مردم فرهنگى پربار و سالم اعطا مىكند و مردم نمىتوانند در پوچى و بىخبرى زندگى كنند، پس بايد به خلق فرهنگ و آيينى باطل پردازند تا به خيال خود خلأ فكرى مردم را پر كنند و مردم، آنان را صاحب رسالت به حساب آورند، چه از لحاظ فكرى و چه از حيث