تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٦ - چه كسانى كافر شدند؟
خدا منحرف شدهاند و درباره پيامبرانشان سخنان كفرآميز گفتهاند مثلا مسيحيان (يا طايفهاى از ايشان) مىگفتند كه خدا در عيسى حلول كرده است و مسيح خدا شده است؟! اين يك سخن كفرآميز است و راه كج. چگونه ممكن است كه بنده عاجزى كه مالك سود و زيان خويش نيست، خداى آسمانها و زمين شود؟! چه گمراهى ازين بيشتر كه افراد بشر فردى را كه همانند خودشان مىخورد و مىآشامد و در بازارها راه مىرود و ناتوان مىشود و بيمار مىگردد، خداى مالك آفتاب/ ٣٣٨ و ماه و ستارگان ثابت و سيّار پندارد؟! «لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً- آنان كه گفتند كه خدا همان مسيح پسر مريم است كافر شدند. بگو چه كسى مىتواند عذاب خدا را دفع كند. اگر خدا اراده كند، مسيح پسر مريم و مادرش و همه اهل زمين را به هلاكت رساند.» آيا عيسى را چنان قدرتى هست كه خدا را از هلاك ساختن او و مادرش و مردمى كه او را خدا مىخوانند منع كند؟ هرگز، مسيح، ناتوانتر از اينهاست پس چگونه دعوى خدايى كند؟ منزه است خدا. آيا آنان كه مىپندارند كه عيسى خداست هيچ مىدانند كه چه مىگويند؟ آيا به مقام و مرتبت الوهيت پى بردهاند؟ و مىدانند كه اللَّه آن خداى يكتا مالك آسمانها و زمين است و او مىآفريند و بر هر كار قادر و تواناست؟
اينان اگر اندكى بينديشند و پهنه آسمانها و زمين را تصور كنند شخصيت مسيح با همه عظمتش در چشمشان پس خرد مىآيد، آن گاه مىتوانند به عبوديت در برابر اللَّه خستو و معترف گردند.
اين زمين پهناور با اين بيابانهاى وسيع و درياهاى عظيم و كوههاى بلند استوار و رودهاى غران و اين عرصههاى گوناگون، آيا مالك آنها خداست يا مسيح؟