تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٨ - تقلب و تحريف
معنى ديگر استنباط مىكنند.
/ ٣٢٨ يهوديان گفتند: هر چه در تورات در نكوهش ربا و خوردن اموال مردم از روى گناه و تجاوز آمده مربوط است به روابط قوم يهود با يكديگر، نه قوم يهود با اقوام ديگر. بنا بر اين هر گونه تجاوز و ستمى بر آنان جايز است. و همين انحراف از حق عواقب بدى را در پى داشت.
يهوديان به تحريف كلمات حق بسنده نكردند، بلكه برخى از مواد رسالت را نيز تحريف كردند. زيرا وقتى دلهايشان به سختى گراييد، ارزشى را كه براى نبوت بايد قايل شوند، نشدند و هر جا كه با هواى نفسشان مخالف بود آن را تغيير دادند.
«وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ- و از آن پند كه به ايشان داده شده بود بهره خويش فراموش كردند.» قرآن نمىگويد كه بخشى از دين خدا را حذف كردند، مىگويد بهره خويش فراموش كردند. زيرا دين خدا باقى و تغيير ناپذير است و كسى را ياراى آن نيست كه از آن بكاهد.
از يك سو قرآن واژه «حظ» را به كار مىبرد تا به بخشى دلالت كند كه در مكتب فراموشش كردهاند؛ بخشى كه همچون ديگر بخشهاى مكتب به سود آنها بوده است.
يعنى عقولشان با مواد آن موافق بود ولى آنان به عمد روى مىگردانيدند و به دين خدا و رهنمودهاى آن وقعى نمىنهادند.
آن لعنت كه قوم يهود را به سبب پيمان شكنيشان در بر گرفته بود بدين مقدار پايان نپذيرفت، بلكه بر تمام حركات و سكناتشان بر سراسر زندگيشان سيطره يافته بود.
«وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ- و همواره از كارهاى خائنانهشان آگاه مىشوى.»