تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧ - ارث، چرا؟ براى چه كسى؟ چگونه؟
على رغم برخى عادات و نظامات جاهلى كه زن را از ارث محروم مىساخت قرآن چنين مىگويد
«لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيباً مَفْرُوضاً- از هر چه پدر و مادر و خويشاوندان به ارث مىگذارند مردان را نصيبى است و از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان به ارث مىگذارند، چه اندك و چه بسيار زنان را نيز نصيبى است، نصيبى معين.» يعنى هر مرد و زن را از تركه مردهاى كه از لحاظ رحمى به او نزديك است سهمى مقرر است.
[٨] جامعه را نيز از تركه ميت حق معينى و معلومى است ...
«وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً- و چون به هنگام تقسيم خويشاوندان و يتيمان و مسكينان حاضر آمدند به آنان نيز چيزى ارزانى داريد و با آنان به نيكويى سخن گوييد.» در اينجا كسانى هم كه با ميت رابطه و پيوند خويشاوندى ندارند در ارث حقى مىيابند.
«قولا معروفا» در اين آيه و در هر مناسبتى كه با مسئله ارث شباهت داشته باشد، به معنى ضرورت عمل است به خاطر بالا آوردن سطح طبقات محروم هم از جنبه روحى و هم از جنبه تربيتى تا احساس حقارت نكنند بلكه بالا آوردن سطح طبقاتى آنان، آنان را به كوشش و تلاش براى اصلاح وضع و حالشان مساعدت مىكند.
يتيمى كه نياز موقّت او را مجبور كرده كه به هنگام تقسيم ارث مردگان در آن مجلس حاضر باشد و اكنون به چشم خود مىبيند كه مردگان چه بر جاى نهادهاند، فردا خود جوانى نيرومند خواهد شد كه اگر/ ٢٧ ناسازگاريهاى روزگاران بىنوايى، شخصيت او را درهم نشكسته باشد و به حيثيت او در نزد مردم، لطمهاى