تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢١ - داستان مسيح و مادرش
كنند ولى با دشوارى بسيار. بايد عناد و كينهتوزى به يك سو نهند و از انكارشان به درگاه خدا توبه كنند. خدا توبه آنان را خواهد پذيرفت/ ٢٤٧ و نعمت عقل و نور هدايت را كه از آنان سلب شده بود بازخواهند يافت.
البتّه اين كار سخت است و خطير و جز اندكى بدان اقدام نخواهند نمود.
«فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا- و جز اندكى ايمان نمىآورند.» وجود اين گروه اندك كه ايمان مىآورند، دليل است بر سخافت اين عقيده، كسانى كه «ضلالت را امرى حتمى» مىپندارند. آرى اينان چنين عقيدهاى را پراكندهاند تا براى ضلالت خويش محملى بيابند؟
داستان مسيح و مادرش
[١٥٦] چگونه اين قوم كافر شدند تا خدا بر دلهايشان مهر برنهاد؟
ايشان عيسى را انكار كردند و افزون بر اين انكار به مادر او مريم نيز تهمت بزرگى زدند.
«وَ بِكُفْرِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ عَلى مَرْيَمَ بُهْتاناً عَظِيماً- و نيز به سبب كفرشان و آن تهمت بزرگ كه به مريم زدند.» مريم را به زنا متهم كردند تا پيامبرشان عيسى را در نظر مردم خفيف كنند و مىدانستند كه آن تهمتى بزرگ و در عين حال باطل است.
[١٥٧] و نيز براى آنكه شخصيت عيسى را فروكاهند و او را در نظر مردم بىارج سازند و در پى آن رسالتش را نفى كنند، گفتند كه ما عيسى را كشتيم و اين سخن بدروغ مىگفتند. آنها مرد ديگرى را كه به عيسى شباهت داشت كشته بودند.
«وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ- و نيز بدان سبب كه گفتند ما مسيح پسر مريم پيامبر خدا را كشتيم.» قرآن نام مسيح را به بزرگى ياد مىكند و او را مسيح پسر مريم و پيامبر خدا مىخواند تا با تصميم يهود در باب فرو كاستن از شخصيّت او مقابله كند.