تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠ - شرح آيات
توجه خاص به آنها شده است. در جامعهاى كه حقوق ضعفاء محفوظ ماند طبعا حقوق اقويا نيز محفوظ خواهد ماند.
قرآن در آيه پنجم حدود مالكيت فردى را بيان مىدارد و از سپردن اموال جامعه به دست/ ١٩ سفيهان منع مىكند، زيرا سفيهان از فلسفه مال كه تنظيم حيات جامعه است غافلند و با آن مخالف. و از اين جاست كه به حد رشد رسيدن يتيم را شرط واگذارى اموال او به او مىداند.
قرآن آن گاه از ارث به اعتبار آنكه از توابع مالكيت فردى است سخن مىآورد. و باز هم به محافظت از حقوق ضعفاء (يعنى زنان و يتيمان و خويشاوندان و مساكين) تأكيد مىكند.
در خلال سخن، در آيههاى ٣ و ٤ مسئله ازدواج را پيش مىكشد و تا باز هم از حقوق زن سخن گويد مسئله ملكيت او مهر خود و ضرورت حفظ اين حقوق را، مطرح مىنمايد.
شرح آيات
[٢] يتيم ضعيفترين حلقه از حلقههاى زنجير اجتماع است اما سرپرست او يا وصى قويترين اين حلقهها است زيرا مىتواند همه اموال او را بدون هيچ رادع و مانع اجتماعى بخورد. از اين رو است كه «سرپرستها» را از ستم در حق يتيم چه در آشكار و چه در نهان منع مىكند. ستم نهانى تبديل مال يتيم است به بدترين صورت به سود سرپرست يا وصى.
كسى كه اموال يتيمان را مىخورد عادتا مبذّر و اسرافكار مىشود. زيرا مالى در دسترس خود مىبيند كه براى تحصيل آن رنجى بر خود هموار نساخته از اين رو بدون انديشه و تدبير دست بدان مىگشايد و چون اموال يتيم به پايان رسيد، او كه به تبذير و اسرافكارى عادت كرده به حيف و ميل كردن اموال خود مىپردازد و اموال حلال خود را نيز به نابودى مىكشاند. از اين روست كه خداى تعالى مىفرمايد
«وَ آتُوا الْيَتامى أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَ لا تَأْكُلُوا