تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٩ - آرزوها و جوهره مسئوليت
ابراهيم است، مردى كه خداوند او را به دوستى خود برگزيد هنگامى كه از دل و جان تسليم پروردگار خود شد.
در آيه آخر خداى سبحان از اين ياد مىكند كه هر چه در آسمانها و زمين است از آن اوست. و با مطرح ساختن اين اصل پايگاه ثابت شرك يعنى جهل انسان به عظمت خداوند را درهم مىكوبد كه خدا را قدرتى است بىپايان و او را با هيچ يك از بندگانش قياس نتوان كرد.
شرح آيات
آرزوها و جوهره مسئوليت
[١٢٣] آيا اگر كسى آرزو كند ميليونها ريال پول داشته باشد به دستش خواهد آمد. آيا مىتوان در عالم خيال شهرى بزرگ بنا كرد و در آن زيستن گرفت؟
هرگز، پس چگونه آدمى آرزوى بهشت مىكند، جايى كه ميليونها ريال در برابر ارزش آن هيچ است و از هر شهر كه در عالم خيال به تصور درآيد بيش.
اين آرزو به آرزوى پير مردى ماند كه فرزند عزيزش را در يك حادثه ناگهانى از دست داده است ولى فاجعه چنان هولناك است كه نمىخواهد مرگ او را باور كند بلكه براى تخفيف آلام خود پيوسته به زنده بودن او مىانديشد.
/ ٢٠٠ پير مرد واقعا مىداند پسرش مرده است ولى از چنگال عقل واقعگراى مىگريزد تا در سايه خيال خوش خويش بيارامد. اينان كه از مسئوليتهاى اعمالشان به دامن آرزوها مىگريزند از اين سنخ مردمند.
ارواح حقير آنها، ارادههاى ناتوان و سست آنها نمىتوانند زير بار مسئوليتها روند، از اين رو به سايه خيال مىگريزند و نفوس خويش به انواع امانى مىفريبند.
مثلا مىگويند: مسيح گناهان ما را با دادن جان خويش خواهد خريد، هبل ما را از عذاب پروردگار رهايى خواهد بخشيد. و از اين قبيل ... اما قرآن آدمى را رودرروى مسئوليتهاى زندگى خويش قرار مىدهد و مىگويد
«لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ- نه بر وفق مراد شماست.»