تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٠ - هجرت به چه معنى است
خداوند زمين را پهناور آفريده و مهاجر را اگر در راه، مرگ فرانرسد به مأمن جديد خود خواهد رسيد و اگر در راه مرگش فرا رسد در برابر خود رحمت واسعه خداوندى را خواهد يافت.
«وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً- و آن كس كه در راه خدا مهاجرت كند در روى زمين برخورداريهاى بسيار و گشايش خواهد يافت.» خاك بسيار خواهد يافت و خاك نيمى از تمدن انسان است. زيرا خاك جاى سكونت است و زراعت و سياحت و نيم ديگر آن آزادى است كه قرآن از آن به «سعه» گشادگى «گشايش» تعبير كرده است. در آنجا آدمى مىتواند در سايه حريت از نيروهاى خاك بهره جويد و زندگى گوارايى داشته باشد.
«وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ- و هر كس از خانه خويش بيرون آيد تا به سوى خدا و رسولش مهاجرت كند آن گاه مرگ او را دريابد مزدش بر عهده خداست.» زيرا او مهاجرت كرده تا به استحكام بنيان رسالت كوشد.
«وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً- و خدا آمرزنده و مهربان است.» سخن آخر: يك نگاه به تاريخ ما را به نقش اساسى هجرت در تأسيس همه تمدنهاى بزرگ در اغلب جنبشهاى/ ١٦٤ اصلاحطلبانه و آزادىبخش در سراسر جهان آگاه مىكند. اهميت اسلام در اين است كه هجرت را يك وظيفه مقدس دينى و قاعده اساسى در زندگى ايمان آورندگان قرار داده است. اين امر بقاء و توسعه و قدرت يافتن حركتهاى اصلاحطلبانه را در برابر تجاوز طاغوتيان تضمين مىكند و به نهضت، برد جهانى مىدهد آن سان كه توانايى خواهد يافت تا با نيرو گرفتن از ملل ديگر طاغوتيان طاغى را تسليم خواست راهجويان طريق آزادى و پيشرفت گرداند.
اى كاش نيروهاى آزادىبخش اسلامى امروز به نقش اساسى هجرت آگاه مىشدند تا مبارزات خود را در سرزمينهاى آزادى متمركز كنند آن گاه براى رهايى ملتها از جاى بجنبند و قدم در راه نهند.