تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٨ - عمل كن تا از شفاعت برخوردار شوى
و نقش رسالت برانگيختن مردم و به كار گرفتن همه نيروى آنها است و كشاندن آنان است به راه راست. رسول خود در اين مضمار به منزله چوپان است، رسالت خداوندى را به آنان ابلاغ مىكند، سپس آنان را به اجراى اين رسالت دلير مىگرداند.
«لا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ- تو جز بر نفس خويش مكلف نيستى.» اين انديشه بنيان اين باور ما را ويران مىسازد كه مىپنداريم وجود پيامبر در ميان ما و محبت ما به او و پيوستگى و انتساب ما به او و وجود كتاب اللَّه در ميانمان ما را بسنده است و همين ما را به درجات متعالى ترقى و تمدن خواهد رسانيد و ديگر نيازى به عمل نيست. در اينجاست كه رسول را به عمل و تحريض مؤمنان فرمان مىدهد
«وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ- و مؤمنان را به جنگ برانگيز.» و اين به اين معنى نيست كه خداوند از تقويت مؤمنان به دور است بلكه يارى او بعد از آن مىآيد كه آنان خود قدم در راه عمل نهند.
«عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ اللَّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْكِيلًا- شايد خدا آسيب كافران را از شما بازدارد و خشم خدا و عذاب خدا از هر خشم و عذاب ديگر سختتر است.» خداست كه مىتواند خشم و كين كافران را از شما بازدارد و ميان شما و قدرت و صولت آنان مانعى پديد آورد، بدين گونه كه دلهايشان را از رعب و هراس شما بياكند ولى نه آنكه حتما چنين كند. «شايد» چنين كند و اين در صورتى است كه در شما صلاحيت بيابد و لياقت. خداوند چون بخواهد دوستان خود را يارى كند بس تواناست و قدرت و قوت او برتر از كفار است و اوست كه مىتواند دشمنان را به هزيمت فرستد.
/ ١٤١
عمل كن تا از شفاعت برخوردار شوى
[٨٥] انگيزش رسول، همان شفاعت اوست در نزد خدا. به همان اندازه كه