تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠١ - اطاعت طاغوتان ضلالت است
نكند و اندرزشان دهد شايد كه خداوند آنان را به ايمان واقعى راه نمايد.
«وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ چون ايشان را گويند كه به آنچه خدا نازل كرده است و به پيامبرش روى آريد.» يعنى به كتاب خدا و رهبرى رسول بازگرديد.
«رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً- منافقان را بينى كه سخت از تو رويگردان مىشوند.»/ ١١٠ [٦٢] «فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ- پس چگونه است كه چون به پاداش كارهايى كه مرتكب شدهاند، مصيبتى به آنها رسد.» يعنى به گناهى كه مرتكب شدهاند و آن اطاعت از طاغوت است.
«ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً- نزد تو مىآيند و به خدا سوگند مىخورند كه ما جز احسان و موافقت قصد ديگرى نداشتهايم.» يعنى در اين داورى خواستن از طاغوت (يا قدرتهاى ستمگر) هدفى جز نيكى كردن به مردم نداشتهايم و اين هم به سبب نزديكى ما با قدرتهاى حاكمه بوده است. و مىخواستيم ميان مردم وفاق پديد آوريم و اختلافاتشان را حلّ كنيم يا مىخواستهايم جوّ خصومتآميزى را كه ميان قدرت ظالم و ياران رسالت بوده است به جوى دوستانه بدل نمائيم.
[٦٣] «أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ خداوند از دلهايشان آگاه است. از آنان اعراض كن.» يعنى به سبب كارى كه از ايشان سرزده و طاغوت را به حكميت گرفتهاند عقوبتشان مكن.
«وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغاً- و اندرزشان بده به چنان سخنى كه در وجودشان كارگر افتد.» اندرزى نافذ از اين گونه كه آنان از طاغوت جز بردگى و ستم و خيانت طرفى نخواهند بست، پس اگر خود را دوست مىدارند، بايد كه از طاغوت دورى گزينند.