تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٤ - شرح آيات
آنجا كه او را از مبادرت به خيرى فورى باز مىدارد، و سپس او را بكلّى از انجام آن خير نيز مانع مىشود.
«وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ- ولى پندارند كه هدايت يافتگانند.» شيطان بدينسان گمراهى را در نظر همنشين خود مىآيد تا آنجا كه او آن را هدايت و رهيابى مىپندارد. تا وقتى كه انسان در راهى خطا كه در پيش گرفته شكّ و ترديدى دارد اميد نجات او مىرود، ولى وقتى شيطان كار او را در نظرش بيارايد در درون خود/ ٤٧٧ موجبى براى انديشيدن به درستى راه و صحّت روش خود نمىبيند، و هرگز نجات نمىيابد.
ما از اين آيه دو بينش را در مىيابيم
نخست: انسان نخستين گام را در راه گمراهى و همان گونه در راه هدايت با آزادى كامل خود مىنهد، اگر از ياد خداى رحمان روى گرداند خدا او را به وسيله همنشين به گمراه مىكند، و اگر به ياد خدا باشد خداوند او را بينا مىسازد و از شرّ شيطان پناهش مىدهد.
پس مسئوليّت بزرگ انسان همان گزينش هدايت با پناهجويى به خداست، با رها شدن و دل بر كندن از حالت بزرگ خويشتنى و تكبّر ناشى از فرومايگى و به پرواز درآمدن در فضاى والاى بندگى خدا.
دوم: اين كه انسان عقايد و كارهاى خود را درست پندارد، ما دام كه اين پندار نتيجه زيبا نماييهاى شيطان باشد، از آدمى سلب مسئوليّت نمىكند. وى مانند كسى كه خود را از فراز قلّهاى به زير مىافكند متحمّل مسئوليّت كار خود است گرچه در ميان غلتيدن و فرو افتادن خود بر تخته سنگها اختيار خود را از دست بدهد.
چرا؟ زيرا او خود همان هنگام كه خويشتن را از فراز قلّه به زير افكنده توانايى را از خود سلب كرده است. همچنين است كسى كه پناهجويى به خدا را رد كند، از اين رو خدا بر او شيطانى مىگمارد كه گمراهش سازد. وى هم چنان مسئول گمراهى خويش است، زيرا آغاز اين گمراهى به اختيار او بوده و از او سرزده است.