تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٧ - شرح آيات
آنان نپردازيد كه آنها را بر گردنهاى خود سوار كنيد و خوار شويد». [١٠١]/ ٣٨٢ امام زين العابدين (ع) را تأكيد بر فرو خوردن خشم براى تقيّه بدان درجه مىرسد كه
«من خوش دارم كه براى (رفع) دو خصلت از ميان شيعيانمان بخشى از ساق دست خود را فدا كنم: شتابزدگى و كم پنهانكارى». [١٠٢] اهميّت خصوصيّت عفو به هنگام توانايى و طبيعة به هنگام چيرگى بر گروه ديگر مىافزايد، و چه قدر حكمروايان امروز مسلمانان بدين صفت ايمانى كه رمز باقى ماندن اسلام و انتشار پرتو آن است نياز دارند! آيا به پيامبر كريم خود تأسى نمىكنند كه از قريش، پس از آن كه به جنگ با او پرداختند، با يك كلمه در گذشت و گفت: «برويد، شما آزاد شدهايد»، و از قاتل حمزه، عموى گرامى خود درگذشت در حالى كه قتل او در دل وى زخمى خونچكان به جاى نهاده بود، و حتى آن زن يهودى را كه حضرتش را مسموم كرد و در نتيجه به موجب برخى از نصوص باعث رحلت او شد، درگذشت.
امام باقر (ع) داستان عفو او را درباره آن زن يهودى چنين روايت مىكند و گويد
«آن زن يهودى را كه گوسفند را براى پيامبر زهر آلود كرد نزد پيامبر خدا آوردند، به او گفت: چه چيز تو را بدين كار كه كردى وا داشت؟ زن گفت: با خود گفتم: اگر پيامبر باشد زهر بدو زيانى نمىرساند، و اگر پادشاهى باشد مردم را از هستى او آسوده مىسازم، (امام، ع) گويد: پس پيامبر خدا از او درگذشت». [١٠٣] خوى نيك پيامبر از بزرگترين سببهاى انتشار نور اسلام و عزّت و چيرگى مسلمانان بود، و آن حضرت (ص) گفته است
«خدا هرگز به سبب جهلى عزيز نمىكند و هرگز به سبب بردباريى خوار
[١٠١] - موسوعة بحار الانوار، ج ٦٨، ص ٤٢٤.
[١٠٢] - همان مأخذ، ص ٤١٦.
[١٠٣] - همان مأخذ، ص ٤٠٢.