تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٦ - شرح آيات
آشنايى يافتهاند ملتزم شوند، و پيامبران را مبعوث كرد تا خرد را از خواب خود بيدار كنند، و از زنجيرهايش جدا سازند و قفلها را از خرد مردمان بگشايند و پردههايشان را بردارند.
وقتى كتاب و ترازو موافق باشد، مردم با ترازويى الهى كه خود در اختيار دارند (و همان خرد است) راستى و درستى رسالت را در مىيابند و به رهبرى خرد خود مىدانند كه دعوت پيامبران حق است زيرا با آنچه به پرتو خرد خود درمىيابند هماهنگى دارد.
پيامبران عليهم السلام و اوصيا و سفارش شدگان راستين ايشان به حق نمودار همين ترازو در شئون زندگى هستند، زيرا آنانند كه به حق هدايت مىكنند، و در راه خير مىكوشند و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند، و با خواهشهاى خود مخالفت مىورزند و با دقتى تامّ و تمام به احكامى كه مردم را بدان امر مىكنند خود ملتزم و پايبندند. پس ايشان ترازوى راستين سنجش ميان حق و باطلاند، و هم ايشان خود داورى عادلانه ميان مردم و ترازوى درست در شناختهاى الهى هستند.
از اينجاست كه يكى از مفسّران گويد: براستى مراد از ترازو پيامبر محمّد (ص) است. [٢١] شايد تفسير شايع ميان مفسّران به همين معنى بر مىگردد كه مىگويند در واقع ترازو همان عدل است، ولى آنان ياد نكردهاند كه عدل چگونه برپا داشته مىشود. آيا اين همان حاكمى عادل نيست كه خدا فرمان مىدهد از او پيروى كنند، و داورى بدو برند، و به قضاوت او گردن نهند، چنان كه ذات سبحان او گويد: «فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً. [٢٢]/ ٣١٥ هم چنان كه ترازو را در روند سوره شورى كه در پيرامون محور رفع اختلافات
[٢١] - فتح القدير، ج ٤، ص ٥٣١.
[٢٢] - النساء/ ٦٥.