تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٠ - شرح آيات
تو و او دشمنى است چون دوست مهربان تو گردد.» دعوت كننده به خدا مردم را به قلّه كمال راهنمايى مىكند، و موفّق به رسيدن به هدف خود نمىشود مگر آن كه نخست خود را كامل سازد و بتواند بر خشم و مصالح خويشتن فايق آيد، پس اگر ميان او و يكى از مردم دشمنييى وجود داشته باشد از موقعيّت خود براى درهم كوبيدن او بهره نمىجويد بلكه به سبب دوستى ورزيدن بدو و محبّت به دعوت خويش به سوى او مىرود كه هدايتش كند. بيگمان وجود كدورتهايى در ميان مردم و صاحب دعوت اثرى منفى در دعوت به جا مىگذارد، ولى دعوت كننده در اين راه چه چيزى در اختيار دارد؟ او نفس خود را در تملّك دارد و آن را سخاوتمندانه تقديم پروردگار خويش و دعوت او مىكند، بنا بر اين از حقوق خويش، و آنچه نزد مردم به كرامت شخصيّت موسوم است مىگذرد و صرف نظر مىكند و به نيكى كردن به دشمنان خود شروع مىكند.
/ ٢٢٨ سپس حكمت خود را در به گزينى آنچه بهتر است به كار مىبرد، زيرا در دعوت به سوى خدا تدبير و حسن اداره، با وجود دشوارى كاربرد اين دو، اهميّتى بزرگ و بسزا دارد، چه حسن اداره نيازمند دانشى بسيار و تفكّرى پيگير، و تواناييى والا در گذراندن مهمّات امور است. مثلا- تدبير-- بنا به عادت- نيازمند كتمان و رازدارى و پيروى راههاى پنهانى در كار است كه دشواريهايى بزرگ را بر ما تحميل مىكند، ولى اين دشواريها هر چه باشد، بيگمان رازدارى و پنهانكارى وسيلهاى مهم براى كاميابى در مهمّات دعوت است. مگر نه آن كه پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله- گفته است
«در كارهاى خود از شكيبايى و رازپوشى يارى بجوييد»؟
از اينجاست كه به ژرفى تفسير اهل بيت- عليهم السلام- پى مىبريم كه در حديث منقول از امام صادق- عليه السلام- آمده است
«نيكى و حسنه تقيّه است، و بدى و سيّئه پراكندن راز». [٣٤]
[٣٤] - مجمع البيان، ج ٥، ص ١٣.