تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٤ - شرح آيات
گويد كه امام پرهيزگاران گفت
«حق براى من دوستى باقى نگذاشت».
اكنون خانوادهاش دست از او كشيدهاند و به او مىگويند: چيزى را كه تاب و توانش را نداريم به ما تحميل مكن!/ ٢٢٢ و اينك اجتماع فاسد يا بى مسئوليّت به رويارويى و مخالفت با او مىپردازد، يا دست كم در ساعت رويارويى او را تنها مىگذارد، تا آنجا كه چيزى نمىماند كه جهان با تمام فراخنايش بر او تنگ آيد.
اينجاست كه فرشتگان خدا بر او فرود مىآيند تا دوستدارى و پشتيبانى خود را نسبت بدو اعلان كنند.
و كسى كه با فرشتگانى زندگى مىكند كه بر شئون كاينات و عالم هستى گماشته شدهاند، غريب و تنها نمىماند. او با تمام آفرينش در جهتى درست گام برمىدارد. براستى، اين دشمنان حقّاند كه غريب و تنهايند، زيرا بر ضدّ قوانين و سنّتهاى خدا در آفرينش او و در جهتى مخالف جهت حركت كاينات به سر مىبرند.
«نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا- ما در دنيا دوستدار شماييم.» ابراهيم (ع) به تنهايى در قلّه توحيد زيست، آيا غريب بود؟ و چگونه غريب بود، در حالى كه جبراييل و ميكاييل و اسرافيل مرتبا بر او نازل مىشدند؟
هنگامى كه وى را در منجنيق نهادند تا در آتش افكنند ديگر فرشتگان گماشته بر شئون طبيعت به سوى او شتافتند، و پشتيبانى خود را نسبت بدو بر او عرضه كردند، وى نپذيرفت و كار خود را به خدا وانهاد، پس خداوند آتش را بر او سرد و بى گزند ساخت.
«وَ فِي الْآخِرَةِ- و در آخرت (نيز دوستدار شماييم).» و هنگامى كه نفس مضمحل مىشود و خفقان مرگ بر آدميزاد فرود مىآيد، و دوستانش در پيرامون او مىايستند و از هر كمكى نسبت بدو ناتوانند، در اينجا فرشتگان آرامش دهنده بر مؤمنى كه پايدارى ورزيده فرود مىآيند و بدو مژده بهشت مىدهند. اللَّه اكبر، چه شيرين بشارتى و چه بزرگ نعمتى!