تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٦ - شرح آيات
نهاده شده است.
از اين آيه حقايقى چند درمىيابيم
نخست: بيگمان آنچه طاغوتها از خلال دستگاههاى تبليغاتى خود مىپراكنند گمراهى و بيهودگى است، و براستى حق همان است كه وحى الهى آن را بيان مىكند.
دوم: بناى فرهنگى گردنكشان و طاغوتها بر پايه رويارويى با حق و آشفته سازى بر ضدّ آن قرار دارد. مگر نه آن كه گمراهى انحراف از هدايت است؟
پس گمراهى به خودى خود ريشه يا محور يا بنايى كمال پذيرفته نيست. و اين چنين قرآن مهمترين استراتژيهاى تبليغ كفر آميز را كه بر عكس اعلام حق و براى برانگيختن جنجال و سر و صدا به منظور برگرداندن نظرها از حق است، رسوا مىكند.
سوم: از خلال هدفى كه كسى آهنگ آن مىكند طبيعت عمل او را درمىيابيم، مگر نه اين كه اعمال بسته به نيّات است؟ و هدف دستگاههاى تبليغ كفر آميز همان استكبار و بزرگ خويشتنى در زمين، و چيرگى در نبرد با حق است، و كسى كه هدفش چنين باشد چگونه مىتواند مردم را به حق هدايت كند؟! در واقع هدف همان است كه مسير عمل و كردار، و استراتژى تحرّك و پويايى را معيّن مىكند، پس كسى كه خود به سوى حق هدايت نيافته ديگران را به حق رهنمون مىشود؟! وقتى جوهر پويايى تبليغاتى نزد كافران چنين باشد، بيگمان بر وسايل اين پويايى و افراد شركت كننده در آن نيز بازتاب دارد. پس هر يك از كاركنان در اين دستگاه به دنبال هدف مصلحتى خاصّ خود مىدود، و مىبينى كه يكى در آرزوى آوازه است، و دومى دنبال ثروت، و سوّمى آرزومند است كه نزد سلطه حاكم به جاه و مقامى برسد. چگونه قلمهاى اين گروههاى حقير مىتواند خلق را به حق راه نمايد؟!/ ٢١٣ [٢٧] بلى، بيگمان آنها مردم را از حق گمراه مىكنند و مانع رسيدن آنها به