تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٠ - شرح آيات
هدايت نمىكند.» گزافكارى كه دلش بتمامى متوجّه و آرزوجوى شهوتهاست.
«كَذَّابٌ- دروغگو.» زبان خود را در راه توجيه شهوتهاى خويش و خلط ميان حق و باطل به كار مىبرد، و اين از خطرناكترين مشكلاتى است كه انسان بدان دچار مىشود، و از اين رو پيامبر خدا (ص) گفت: «پناه مىبرم به خدا از دلى بسته و زبانى رها شده».
[٢٩] مؤمن آل فرعون سببى را كه فرعون و قوم او را وادار كرد موسى (ع) را انكار كنند بيان مىكند و آن سبب همان/ ٦٢ خلط ميان حق و زور است، آنها پنداشتند آن مقدار از نيرويى ظاهرى كه دارند آنها را از جستجوى جدّى براى رسيدن به حق و التزام بدان بىنياز مىدارد.
«يا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ- اى قوم من، امروز فرمانروايى از آن شماست. بر اين سرزمين غلبه داريد،» پس شما صاحب نيروى مادّى و تسلّط اجتماعى هستيد، و كسى با شما رقابت نمىكند، ولى آيا اين نيرو هم چنان باقى مىماند و ادامه مىيابد؟ وانگهى، وقتى خشم خدا فرا رسد برنمىگردد.
«فَمَنْ يَنْصُرُنا مِنْ بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جاءَنا- اگر عذاب خدا بر سر ما آيد چه كسى ياريمان خواهد كرد؟» طبيعة پاسخ اين پرسش منفى است، (هيچ كس)، در اين صورت ارزش نيرويى كه صاحبان خود را از گزند مصون و محفوظ ندارد چيست؟ تمام اين پرسشها و آنچه پس از اين خواهد آمد روندى واحد دارد و همان كوشش مؤمن (آل فرعون) است تا از خلال آنها شكّى شيوهمند در نفوس و رهبرى آنها به سوى حق است.
شايد آن مؤمن در ايجاد دو جبهه در صف حاكمان موفق شده باشد كه فرعون را وادار مىكند براى از ميان بردن اختلاف و پايان بخشيدن بدان به مصلحت خود مداخله كند.