تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٣٦
[٨٦] و هنگامى كه قيامت برپا شود، و ما به نزد خدا بازگرديم، آيا شريكان مجعول و پندارى اختيار شفاعتى دارند؟ هرگز ...
«وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ- كسانى سواى او را كه به خدايى مىخوانند قادر به شفاعت كسى نيستند، مگر كسانى كه از روى علم شهادت به حق داده باشند.» همان گونه كه در عالم تكوين چنان نيست كه خدا داراى فرزند باشد، در عالم تشريع نيز چنين است، پس به واقع نزد خدا شفيعى نيست مگر آن كس كه به حق شهادت داده باشد، پس در آن هنگام فضل از آن خداست، و قدرت تنها از آن او، و او آنچه بخواهد از قدرت خود جلوگيرى مىكند بى آن كه به اندازه ذرّهاى از قدرتش كاسته شود، و بدون آن كه اين امر آن شفيع را صاحب قدرتى ذاتى كند، و اصولا كسى را توان آن نيست كه در برابر خدا بايستد، و همگان هر نيرويى هم كه به آنها داده شده باشد، يكسره بندگان خداى سبحاناند، و همانا هيچ كسى شفيع ديگرى نمىشود مگر كسى كه به حق گواهى دهد.
در روايتى از پيامبر خدا (ص) آمده است كه درباره اين آيه گفت: «آن كسانى كه در دنيا مورد پرستش قرار گرفتند، اختيار هيچ شفاعتى در حق كسانى كه آنها را پرستيدند ندارند». [١٠٥] [٨٧] و كسانى كه جز او را پرستيدند، و كسى هم شفاعتى از آنها نمىكند، زيرا خداوند از هيچ كس شفاعتى نمىپذيرد/ ٥٣٧ مگر كسى كه به حق براى ذات سبحان او شهادت دهد، اين كسان ...
«وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ- اگر از ايشان بپرسى كه چه كسى آنها را آفريده است، بيقين مىگويند خدا. پس چرا از حق روى مىگردانند؟» پس خدا آنها را داورى مىكند، و برترين داور همان سرشت و فطرت
[١٠٥] - تفسير البرهان، ج ٤، ص ١٥٦.