تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧١ - شرح آيات
هنگامى كه خدا كسى را گمراه خواهد دعوت پيامبر يا اندرز خيرخواهان و ناصحان او را سودى ندهد. آيا كر تواند شنيد، يا نابينا راه تواند يافت، و آن كس كه به گمراههاى دور افتاده هدايت تواند شد؟! (قرآن بدين گونه به مسئوليّت انسان در رهيابى يا گمراهى خود اشاره مىكند).
امّا پيامبر وظيفهاى جز رساندن امر ندارد، پس اگر خدا آن گمراهان را پس از رفتن از اين دنيا يا در زندگيشان عذاب كند، كار به دست اوست آنها دير يا زود عذاب خواهد كرد.
همانا بر پيامبر (و بر ما پيروان او) واجب است كه به وحى چنگ در زند (و تبليغات ناز پروردگان او را متزلزل نكند) چه او بر راه راست مىرود.
براستى قرآن همان يادى است كه بيماريهاى دل را چاره مىكند، بيماريهايى كه دنيا دوستى آنها را به وجود آورده، و اين يادآورى نخست براى پيامبر است، و براى قوم او، هر كه نزديكتر مقدّمتر، و زودا كه همه بازخواست شوند.
(و قرآن شرفى است كه بر شرف مال و جاه نزد قريش برترى دارد، زيرا اين قرآن است كه مؤمن را به دژ توحيد و يكتاپرستى وارد مىكند، و غل و زنجيرهاى شرك را از او مىگشايد)، و توحيد همان رسالت پيامبران است (كه با سرسپردگى و خضوع نسبت به صاحبان نيرو و ثروت منافات دارد).
شرح آيات
[٣٦] چگونه با فريبندگى مادّه روياروى شويم، و از فريفته شدن بدانچه از مظاهر قدرت نزد كافران است، و از زيب و زيور زندگى درگذريم؟ همانا انسان از خاك است و هر چيزى به اصل خود مىگرايد، پس حسّ دنيا دوستى در وجود انسان ژرف است و ريشهدار و همان سرآمد هر خطاست، پس چگونه از آن رهايى يابيم؟
/ ٤٧٥ با علم به اين كه بدون پاك شدن از آلودگى دنيا دوستى توحيد و