تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٨ - شرح آيات
دليل صلاح و درستى آنهاست، ولى آن بهرهمنديها و نعمتها استدراج (و آزمونى درجه به درجه در استمرار گناه) از جانب خداى سبحان بود، خداى تعالى گويد
«وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا/ ٤٦٣ أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ [١٩] كافران نپندارند كه در مهلتى كه به آنها مىدهيم خيرى براى آنهاست. به آنها مهلت مىدهيم تا بيشتر به گناهانشان بيفزايند، و براى آنهاست عذابى خوار كننده»، و خداى عزّ و جلّ گفت: «وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ [٢٠] و به آنها مهلت دهم، كه تدبير من استوار است».
چه بسا كه معنى اين آيه اين است كه خدا آنها را از زندگى بهرهمند ساخت تا هنگامى كه حق و پيامبر روشنگر به سويشان آمد و به پشتگرمى بر آن نعمتها او را تكذيب كردند، تا آنجا كه قرآن در آياتى بسيار تكذيب نسبت به پيامبران را به شادخوارى و نازپروردگى نسبت مىدهد. چنان پيشتر در آيه (٢٣) گذشت كه ديديم چگونه ناز پروردگاران و شادخواران مردم را به تكذيب پيامبران كشاندند، و از اين ديدگاه مىتوانيم رابطه ميان اين آيه و آيات بعدى را كه از ناز پروردگان و شادخواران متنعّم سخن مىگويد دريابيم.
ولى آيا نعمتها دليل صالح بودن دارندگان آنهاست؟ هرگز، بلكه آزمون يا استدراج (كشاندن درجه به درجه به گرداب گناهان و در نتيجه افزون شدن جزا) است، از امير المؤمنين (ع) آمده است
١- «اى آدميزاده! هر گاه ديدى كه پروردگار سبحان تو نعمتهاى خود را پياپى به تو مىبخشد و تو از او نافرمانى مىكنى، از او سخت بپرهيز». [٢١] ٢- «بسا كسى كه با نعمتى كه بدو دهند درجه به درجه به دام افتد، و با پردهاى كه بر گناه او پوشند فريفته گردد، و با سخن نيك كه دربارهاش گويند
[١٩] - آل عمران/ ١٧٨.
[٢٠] - الاعراف/ ١٨٣.
[٢١] - بحار الانوار، ج ٧٣، ص ٣٨٣، (ر ك نيز به: نهج البلاغه، كلمات قصار، ٢٥ ص ٣٨١، ١١٦ و ٢٦٠ مكرّر، ص ٣٨١ و ٤٠٣، ٣٥٨، ص ٤٢٤- م.)