تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٦ - شرح آيات
جهتگيرى شده بود، از اين رو وى به پدرش گفت: «من از آنچه شما مىپرستيد بيزارم». و اين بيان از مهمترين چيزهايى محسوب مىشود كه ابراهيم خليل را در ميان ديگر پيامبران متمايز مىسازد.
[٢٧] ابراهيم (ع) با اظهار بيزارى از آنچه پدرانش مىپرستيدند، روابط خود را با آنها قطع كرد و براى خود و خاندانش پس از خويش طرحى نو و پاكيزه افكند كه همان خطّ يكتاپرستى است.
«إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ- مگر آن كه مرا آفريده، كه او راهنماييم خواهد كرد.» پس دوستدارى او- عليه السّلام- نسبت به پروردگار اوست كه او را سرشته و آفريده است، نه نسبت به پدرانش، با وجود آن كه وى پسرى از آنهاست، زيرا آنان جز سبب و وسيلهاى نبودهاند، و اگر قضيّه چنين باشد پس آن كه او را سرشته و آفريده براى هدايت او شايستهتر از آنهاست.
[٢٨] «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ- و اين سخن را در فرزندان خود سخنى پاينده كرد، باشد كه به خدا بازگردند.» يعنى كلمه رد كردن و بيزارى جستن نسبت به چيزى را كه پدرانش مىپرستيدند در فرزندان و آيندگان خود پايدار ساخت باشد كه آنها از انحراف و كجروى بدان كلمه رجوع كنند، ابراهيم- عليه السّلام- شخص خود را به عنوان مظهر و رمزى پايدار قرار نداد كه از او پيروى كنند و فرمانش برند، زيرا عصرها اختلاف مىيابد، و براستى ابراهيم بيم دهندهاى بود، و بايد هر قومى را راهنمايى و هر عصرى را امامى باشد.
همچنين از اين آيه و ديگر آيات الهام مىگيريم كه نسلهايى كه پس از نهضتى مبارك مىآيند سزاوار است تجربه جنبش را از آن فراگيرند بدون آن كه تمام قانونمندى را/ ٤٦٢ بدان جنبش نخستين بدهند و آن را تبديل به گردنه و سدّى در راه دگرگون شدن و نو شدن كنند، يا آن را غار و پناهگاه گريز از واقع و مسئوليتهاى سنگين خود قرار دهند، هرگز. همانا هر نسلى نهضت خود را بر عهده دارد كه عليه