تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٧ - شرح آيات
وضع فاسدى مىآيد كه با وضعى كه پيشينيان عليه آن جنبش كردهاند تفاوت دارد.
اين چنين است كه در نصّهاى دينى اين آيه را به امامت تفسير كردهاند، در حديثى پشت اندر پشت از هشام از امام صادق- عليه السّلام- آمده است كه گفت: «همانا امامت در فرزندان حسين- عليه السّلام- جارى است، چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت: « (وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ- و اين را سخنى پاينده در فرزندان او قرار داد) سپس در فرزندان و فرزندان فرزندان تا روز قيامت جارى است». [١٨] [٢٩- ٣٠] و در برابر ابراهيم (ع) و فرزندانش پس از او كافران قرار دارند كه در نعمتهاى خدا غوطه مىخورند و همين امر آنها را به كفر فرا مىخواند و وا مىدارد، و بدين سان پسران ابراهيم به دو دسته تقسيم شدند: دستهاى از ايشان حاملان امانت رسالت شدند و خدا كلمه امامت و پيشوايى را در ميان آنها قرار داد، باشد كه ديگران در امور دين و دنياى خود آنان را مرجع خود قرار دهند، امّا دستهاى ديگر را (كه اكثريّت هستند) خدا به نعمتها مورد آزمون قرار داد و آنها در آن شادخوارى كردند و ناز پرورده شدند.
«بَلْ مَتَّعْتُ هؤُلاءِ وَ آباءَهُمْ حَتَّى جاءَهُمُ الْحَقُّ وَ رَسُولٌ مُبِينٌ* وَ لَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ قالُوا هذا سِحْرٌ وَ إِنَّا بِهِ كافِرُونَ- و من اينان و پدرانشان را از زندگى (و نعمت) بهرهمند كردم تا آن گاه كه حق و پيامبرى روشنگر به سويشان آمد* چون حق بر آنها آشكار شد گفتند: اين جادوست و ما بدان ايمان نمىآوريم.» چون بر حرير نعمتهاى خفتند و بدان پشتگرم شدند، هر فكر و انديشه جديدى را رد كردند و گفتند: اين جادوست و ما نسبت بدان كفر مىورزيم و آنان را نمىپذيريم.
با خود حساب مىكردند كه اين نعمتهايى كه پروردگارشان به آنها بخشيده
[١٨] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٥٩٦.