تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٥ - شرح آيات
واقعيتهاى مثبت و منفى آن داستانها را نشان مىدهد، و مىگويد كه چگونه مردم آنها را تكذيب كردند، ولى با وجود اين آيندگان بعد از آنها ايشان را تقديس نمودند. چرا؟ براى تعويض موقعيّت حاضر به گذشته كه به نوبه خود از پرتابگاه گريز از تحمّل مسئوليّت وضع موجود مىآيد (و از آن آبشخور سرچشمه مىگيرد)، و اين براى آن است كه كسى كه يكى از بزرگان تاريخ را تقديس مىكند تكليفى بسيار نسبت بدو ندارد، امّا كسى كه رهبرى زنده را كه در زمان او زندگى مىكند محترم مىشمارد اين امر به معنى فرمانبردارى از او و سرسپردن بدو و فرمانهاى اوست.
و از اين مبدء حركت است كه قرآن از داستان ابراهيم با قوم خود سخن مىگويد كه از پرستش بتها بيزارى نشان داد، بدين اعتبار كه پرستش آنها به وسيله پدران دليل بر مشروع بودن آن پرستش نيست، و اين انديشه آزادگى را براى فرزندان خود به ميراث نهاد، و اين امر سنّتى شد كه مؤمنان راستين در طول تاريخ آن را به ميراث بردند، كه به خدا ايمان آورند و به فساد جارى در ميان مردم كه ديگران بدان خو گرفتهاند گردن ننهند و به قانونمندى دروغين و مجعول- قانونمندى امر واقع و وضع موجود- كه جهان سياسى امروز ما آن را بدين نام مىخواند، هر چند اين «واقع» دشوار باشد، تسليم نشوند.
پس از اين، آيات از نگرش مادّى محض به ارزشها سخن مىگويد، كه (منكران قريش گفتند:) كه اگر اين قرآن بر بزرگمردى از مردم دو شهر بزرگ، مردى از مكّه يا ديگرى از طائف نازل مىشد (پذيرفتنى مىبود). چرا؟ زيرا دنيا بر آنان روى نهاده، و نگرش مادّى به ارزشها برخاسته از نگرش مادّى به چيزهاست، پس ارزش، و تمام ارزش در نظر برخى از مردم از آن مادّه است، يا مادّه آن ارزش اصلى است/ ٤٦١ كه به ديگر ارزشها اعتبار قانونى و مشروع مىدهد.
«وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ- و ابراهيم به پدر و قومش گفت: من از آنچه شما مىپرستيد بيزارم.» رسالت ابراهيم- عليه و على نبيّنا و آله السّلام- عليه استمرار امر واقع و وضع موجود عليه پرستش پدران، و مقدّس انگاشتن آيين و معتقدات و تاريخ آنان