تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٠ - شرح آيات
ما از پى آثار آنها مىرويم و بدين سبب ما هدايت يافتگانيم.
هرگز ... آن پدران نيمه خدا نبودند، و كارشان جنبه شرعى نداشته و در آثار آنها بدون علمى و كتابى (آسمانى) هيچگونه هدايتى نيست.
[٢٣] و اين عادتى است باطل كه متنعّمان هنگامى كه خدا پيامبران را نزد آنها مبعوث كرد، بدان گرفتار شدند.
«وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ- و بدين سان پيش از توبه هيچ قريهاى بيم دهندهاى نفرستاديم مگر آن كه متنعّمانش گفتند: پدرانمان را بر آيينى يافتيم و ما بر آثار آنها اقتدا مىكنيم.» چه بسا كه عقيده آن پدران منحرف بوده، و چه بسا كه درست بوده، امّا براى زمان خود، زيرا همانا «تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ [١٧] آنها امّتهايى بودهاند كه اكنون در گذشتهاند. آنچه كرده بودند از آنهاست و آنچه شما كنيد از آن شماست و شما را از اعمالى كه آنها مىكردهاند نمىپرسند»، يا مردمى صالح بودهاند ولى با پيشرفت زمان عقايدشان تحريف شده است.
اين آيه براى ما بيان مىكند كه مردم در برابر پيامبران خود به دو دسته تقسيم شدهاند: دستهاى از پيامبران پيروى كردهاند كه همان مستضعفان بودهاند، و دستهاى با رهنمود و هدايت پيامبران مخالفت ورزيدهاند كه همان متنعّمان و دنبالهروان آنها از توده مردم بودهاند.
[٢٤] آرى، پيروى از پدران بودن انديشيدن از بيخردى است، هم چنان كه سزاوار نيست آنها را مستقيما متّهم به انحراف كرد و دور افكند، بلكه بايد از هدايت بخشترين راهها پيروى كرد خواه پدران آن را شناخته يا نشناخته باشند.
«قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آباءَكُمْ- گفت: حتّى
[١٧] - البقرة/ ١٣٤.