تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٤ - شرح آيات
نخست: اين كه زبان عربى كه آن را زبان ضاد [٢] خوانند بهترين زبانهاى بشر از لحاظ آشكار ساختن حقايق و انديشههاى نهفته در ضماير است و نام آن «العربية» مشتق از اعراب به معنى آشكار كردن است، و از اين رو نزد خدا زبانى است «مادر» و اصلى كه تمام كتابهاى خدا در اصل بدين زبان نازل شده، با اين تفاوت كه به قدرت خدا نزد پيامبران به زبان امّتهاى ايشان برگردانده شده است. در حديث از امام باقر (ع) آمده است
«خداى تبارك و تعالى وحى و كتابى را جز به زبان عربى نفرستاد، امّا در گوش پيامبران به زبان قوم ايشان درمىآمد، و در گوش پيامبر ما به همان زبان عربى وارد مىشد». [٣]/ ٤٢٩ دوم: خداوند به حكمت رساى خود مقدّر كرد كه اعراب حامل رسالت او براى ديگر امّتها باشند و از اين رو قرآن را به زبان آنها فرستاد.
سوم: اين كه پروردگار ما به تكرار مىگويد كه قرآن را به عربى فرستاده است براى آن است كه- چنان كه پيداست- ديگر امّتها را به آموختن اين زبان فراخواند، تا آنها لطايف سخن پروردگار خود، و اشارات بلاغى را كه ترجمه از بيان آنها عاجز است، مستقيما از زبان اصلى قرآن دريابند و فراگيرند.
يكى از خاورشناسان كتابى به زبان انگليسى درباره اسلام تأليف كرده و در آن نوشته است: اى انگليسيان! من نمىتوانم زلالى آيات قرآن و لطايف معانى و چگونگى تأثير آن را در عربى براى شما بيان كنم ... و افزوده است تا كسى عربى را نياموزد هرگز نمىتواند قرآن را بفهمد.
«لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ- باشد كه به عقل دريابيد.» اين هدف تمام رسالتهاى الهى است، و كلمه «لعلّ شايد، باشد» بر معنى اميد و هدف دار بودن دلالت مىكند، يعنى قرآن را به زبان عربى قرار داديم تا
[٢] - در تلفّظ حرف «ضاد» در عربى تفخيمى است كه ديگر امّتها نمىتوانند به تجويدى چون اعراب آن را ادا كنند از اين رو اعراب خود را «ناطقان به ضاد» خواندهاند- م.
[٣] - بحار الانوار، ج ١٨، ص ٢٦٣.