تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٢ - شرح آيات
انسان را مىبندد، و بر عكس اگر پيش خود احساس كند كه مسئوليتهايى ديگر در مقابل خود دارد كه هنوز انجام نداده است، در ضمير خود احساس اندوه مىكند، زيرا به كوتاهى ورزيدن در كردار خود اعتقاد دارد.
امام امير المؤمنين ما را اين گونه سفارش مىكند، آنجا كه گويد
«و بدانيد اى بندگان خدا! مؤمن شب را به روز و روز را به شب نمىآورد مگر آن كه نفسش در نظر او مظنون است، و همواره بر آن عيب مىشمارد، و طاعت افزونتر از آن مىطلبد، پس شما همانند سابقان پيش از خود و گذشتگانى باشيد كه جلوتر از شما بودهاند، آنچه را از دنياست چنان كسى كه كوچ مىكند ويران كنيد و آن را چنان كسى كه منازل و مراحل را مىپيمايد درهم نورديد (و از سر دنيا بگذريد)». [١١٤] امام كاظم يكى از فرزندانش را چنين سفارش مىكند و گويد
«اى پسرك من! جدّى باش، هرگز نفست تو را به راه كوتاهى در بندگى خدا و فرمانبردارى از او نكشاند، براستى كه خدا را چنان كه حقّ عبادت اوست بندگى نمىكنند». [١١٥] جانبى ديگر از طبيعت بشر وجود دارد كه همان نوميدى به هنگام مصيبت و گرفتارى و آزمون است، چنان كه نعمتهاى خداوند را به سبب مصيبتى كه در زندگى او روى نموده از ياد مىبرد و اين بر ميزان ضعف و ناتوانى او دلالت مىكند.
چرا نسبت به آن نعمتها ناسپاس و فراموشكار مىشود؟ زيرا برخى از دارايى خود را از دست داده يا دچار پارهاى از بيماريها شده است، آيا از ديگر نعمتهاى خدا كه هم چنان در آنها غوطهور است ياد نمىكند؟ آيا روزهاى فراخى و آسايش را كه از آن نعمتها سرمست مىشود و مىپنداشت جاودانى هستند و هرگز از او زايل نمىشوند به ياد نمىآورد؟!
[١١٤] - موسوعة بحار الأنوار/ ج ٦٨، ص ٢٣١.
[١١٥] - همان مأخذ/ ص ٢٣٥.