تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٠ - شرح آيات
نخست: وجود نورى از جانب خدا كه انسان را به راه درست رهنمايى كند.
دوم: وجود ارادهاى در بشر كه به مدد آن بر شهوتها و ديگر موانعى كه او را از ديدن نور هدايت باز مىدارد غلبه كند.
سوم: از ميان رفتن حجابهايى كه مانع ديدن نور مىشود، چنان كه ديدن جز با وجود نور و ديده بينا و فقدان حجابى كه ميان آن دو پرده افكند صورت نمىپذيرد.
اين شرايط جز به اراده خداى تعالى براى بشر حاصل نمىشود. بگذار در اين زمينه به سخن خود تفصيلى دهيم.
/ ٣٨٦ در مورد شرط نخست گوييم: كيست كه به ما خرد و دانش مىدهد؟
روشن است كه دانش با تمام وسايل قديم و جديد خود از اصلاح نسجهاى مغز كه دستخوش تلف شده باشد ناتوان است، پس چگونه مىتواند به انسان نورى ببخشد؟
هم چنان كه ديوانگى، جز برخى از انواع ساده آن، همواره در برابر پزشكى و دانش بشرى به صورت معمّايى باقى مانده است.
و هم چنان كه ما در زندگى خود بر سه دوره مىگذريم كه از خلال آن ادوار روشن مىشود كه خرد و دانش از جانب خداى عزّ و جلّ است. در دوره كودكى انسان زاده مىشود در حالى كه هيچ دانشى ندارد و هيچ چيزى نمىداند «وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ [١٠٥] خدا شما را از بطن مادرانتان بيرون آورد و هيچ نمىدانستيد. و برايتان چشم و گوش و دل بيافريد شايد سپاس گوييد»، و در دوره نيرومندى آن گاه كه مرد در چيرگى جوانى خود است و هنگامى كه نيروهاى عقلى و جسمى و روانى او در اوج توانايى خود هستند، جز پارهاى امور بر او روشن نمىشود، و دانش خويش را با فراموشى و خردش را با چيرگى خشم از دست مىدهد، سپس مسير كاهش خود را از لحاظ علمى و جسمى و روانى مىپيمايد و
[١٠٥] - النّحل/ ٧٨.