تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٢ - شرح آيات
جدا مىسازد).
«وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ- و سرانجام به سوى اوست.» پس بدكار را پاداش بد و نيكوكار را پاداش خوب مىدهد. پس بر مؤمن واجب است كه رسالت خود را بى جبر و زور يا اكراه به مردم رساند، اگر پذيرفتند هدايت مىيابند، و اگر رد كردند و كفر ورزيدند بيگمان تمام آنها روز قيامت، آنجا كه پروردگار سرانجام همه را مقرّر مىكند، حاضر خواهند شد.
[١٦] براى آن كه برخى نپندارند كه ترك جدالى كه در پايان آيه پيشين بدان امر شده بدين معنى است كه همه بر حقّاند، سياق قرآنى سرانجام مجادله كنندگان به باطل را بيان كرده، تا اين انديشه فاسد را كه در تاريخ طرفدارانى نيز داشته است از ميان ببرد. اينان مىپنداشتند كه رأيهاى قاضيانى متعدّد كه در موضوعى واحد فتواهايى گوناگون دهند درست است. امّا امام على (ع) اين انديشه را سست شمرد آنجا كه گويد
«دعوى نزديكى از آنان برند، و او رأى خود را در آن مىگويد، و/ ٣١١ همان دعوى را بر ديگرى عرضه مىكنند و او به خلاف وى راه مىپويد. پس قاضيان فراهم مىشوند و نزد امامى كه آنان را قضاوت داده مىروند. او رأى همه را صواب مىشمارد. در حالى كه خداى آنان يكى است! و پيامبرشان يكى است! و كتابشان يكى است (- اين خلاف براى چيست؟-) آيا خدا گفته است به خلاف يكديگر روند و آنان فرمان خدا بردهاند؟ يا آنان را از مخالفت نهى فرموده و آنان نافرمانى او كردهاند؟!» [١٦] براستى حق و باطل را مقياسهايى است ثابت و روشن، و خداى عزّ و جلّ هنگامى كه مهلت مقرّر نزد او فرا رسد، به حق يارى مىدهد و آن را پيروز مىكند.
«وَ الَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما اسْتُجِيبَ لَهُ- و كسانى كه درباره خدا جدال مىكنند، پس از آن كه دعوت او را اجابت كردهاند.»
[١٦] - نهج، خطبه ١٨، ترجمه دكتر شهيدى، ص ٢٠.