تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٣ - شرح آيات
«كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ- تحمّل آنچه بدان دعوت مىكنيد بر مشركان دشوار است.» اگر در اين پايان آيه بژرفى بنگريم ميزان رابطه آن را با پايان آيه پيشين در مىيابيم و كشف مىكنيم كه به ما نشان مىدهد كه تفاوتهاى اديان آسمانى ناشى از نفوذ فرهنگهاى شرك آلود محيط بر آنها در آنهاست. پس جوهر دين يكى است ولى رسوبات و افكار بيگانهاى كه داخل آن شده هر آينه مخالفت ميان رسالتى را با رسالت ديگر پايه نهاده است، و اين قاعده حتى بر رسالتى واحد نيز تطبيق مىكند. مثلا قرآن يكى است و تمام آن حقّ است ولى براى چه هر دستهاى از مسلمانان ادّعا مىكند كه همان دسته بتنهايى نماينده و نمودار قرآن است؟ زيرا برخى از آنها اضافاتى از افكار و فرهنگهاى بيگانه خود بر آن افزودند، پس دين برپاى نماند، و نيز از آن رو كه اين افكار و خواهشها نه تنها ميان دستهاى با دسته ديگر تفاوت داشت بلكه ميان شخصى با شخص ديگر مخالفت برانگيخت و حتى خود قرآن براى مردم (از ديدگاههاى مختلف آنها) مختلف به نظر رسيد./ ٣٠١ سپس مبارزهاى بزرگ كه مؤمنان در رويارويى خود با نيروهاى شرك داشتند آنان را به وحدت ميان خود فرا مىخواند تا دشمنان رخنهاى براى نفوذ در صفوف آنان و فاسد كردن آنها از درون نيابند.
در شرايط مبارزه امت به پايدارى و راستروى بيشترى بر راه دين (و برپا داشتن تمامى دين بى آن كه در اين امر اختلاف كنند) نياز داشت، و سبب آن اين بود كه شيطان به آنان وسوسه مىكرد كه از برخى بخشهاى دين صرف نظر و تنازل كنند تا يارانى بيشتر به دست آورند و در اجرا و تطبيق شريعت بر نردبان اولويّتها بالا روند يا پلّه به پلّه پايين آيند، و اين امر به انحراف در دين منجر مىشد، بدان گونه كه در تاريخ نزد نصرانيان حاصل شد، چه ديانت مسيحى پاك و پاكيزه بود، چون دانايان روحانى اندك بودن پيوستگان بدان ديانت را ديدند تصميم گرفتند از انديشههاى فلسفه كهن رايج در آن روز اقتباس كنند تا مردم ايمان بياورند، و از ميان چيزهايى كه داخل دين كردند برخى افكار برگرفته از فلسفه