تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩١ - شرح آيات
«شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى- براى شما آئينى مقرّر كرد از همان گونه كه به نوح توصيه كرده بود و از آنچه بر تو وحى كردهايم و به ابراهيم و موسى و عيسى توصيه كردهايم.» در احاديث مأثور (منقول پشت در پشت) پارهاى جزئيات درباره شريعت گذارى خدا كه بر پيامبران نازل شده، و درباره دينى كه ما را به برپا داشتن آن فرمان داده آمده است، و ما حديثى مأثور از سيد عبد العظيم حسنى بر مىگزينيم كه گويد
/ ٢٩٩ «بر سرور خود على بن محمّد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب- عليهم السّلام- وارد شدم. چون چشم آن حضرت بر من افتاد به من گفت: مرحبا بر تو اى ابو القاسم كه تو براستى دوستدار مايى، گويد: به امام گفتم: اى پسر پيامبر خدا، مىخواهم دينم را به حضورت عرضه كنم، اگر مورد خشنودى بود بر همان پايدار بمانم تا به ديدار خداى عزّ و جلّ برسم. پس گفت: اى ابو القاسم آن را عرضه كن، گفتم: من مىگويم: براستى خداى تبارك و تعالى يگانه است و همانند او چيزى نيست، بيرون از دو حدّ است، حدّ ابطال و حدّ تشبيه، و براستى نه جسم است و نه صورت و نه عرض و نه جوهر، بلكه او خود تجسّم دهنده اجسام، و صورتگر صورتها، و آفريننده عرضها (پديدهها) و جوهرها، و پروردگار هر چيز و مالك آن، قرار دهنده و پديد آورنده آن است، و اين كه بيقين محمد بنده و فرستاده او پايان بخش پيامبران است و هيچ پيامبرى پس از او تا روز قيامت نباشد، و مىگويم: امام و خليفه و ولىّ امر پس از او امير مؤمنان على بن ابى طالب (ع) است، سپس حسن، سپس حسين، سپس على بن حسين، سپس محمد بن على، سپس جعفر بن محمد، سپس موسى بن جعفر، سپس على بن موسى، سپس محمد بن على، سپس تويى اى سرور من. آن گاه آن حضرت عليه السّلام گفت: و پس از من پسرم حسن، تا مردم با فرزند پس از او چه سازند!.
(راوى) گويد: گفتم: و آن چگونه باشد اى سرور من؟ گفت: زيرا شخص او را