تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٦ - زمينه كلى سوره
(در اينجا قرآن فضيلت عفو و بخشش را هنگامى كه زيانمند نباشد بيان مىكند، و اتّهام دلهاى بيمار و سلطهها را كه به كسانى كه حق را يارى مىدهند مىگويند شما مسئول مصيبتهاى جنگ هستيد، رد مىكند و درهم مىشكند و مىگويد:) بر كسى كه پس از آن كه مورد ستم قرار گرفته انتقام گيرد ملامتى نيست، بلكه ملامت بر ستمگر است.
/ ٢٧٣ سپس به شكيبايى و در گذشتن از خطا فرمان مىدهد و مىگويد كه اين كار از كارهاى پسنديده است (كارهايى كه همتى استوار مىخواهد)، و سخن را به سرانجام ستم مىكشاند كه اوّل آن: گمراهى است و گويد: هر كس را كه خدا گمراه كند دوستى نخواهد داشت (و دوم: عذاب سخت آنجا كه) ستمكاران چون آن عذاب را ببينند گويند: آيا مىتوانيم به دنيا برگرديم (تا كار نيك كنيم)؟ در آنجا آنها را مىبينى كه هنگامى كه عرضه آتش مىشوند از خوارى بر خاك مىافتند و خشوع مىكنند، در حالى كه خود و كسانشان زيان كردهاند، و آنها را هيچ كس (از آنان كه گمراهشان كردهاند) يار و ياورى نيست كه ياريشان دهد. (٣٨/ ٤٦) ى: و در پايان سوره قرآن ديگر بار به ما فرمان مىدهد كه در پاسخگويى مثبت به خدا (و سر سپردن به رهبرى) بشتابيم، پيش از آن كه روز قيامت فرا رسد كه در آنجا هيچ بازگشتى از جانب خدا وجود ندارد و در آن روز هيچ پناهگاه و دفاع كنندهاى نيست، و بيان مىكند كه مسئوليّت جستجو درباره امام بر حق بر دوش خود انسان است، و اگر مردم روى بگردانند و إعراض كنند، خدا پيامبر خود را به عنوان نگهبان بر آنان نفرستاده و وظيفهاى جز رساندن رسالت ندارد.
(سپس دامنه ناتوانى بشر و نيازمندى او را به هدايت پروردگار خود و رهبرى الهى بيان مىكند و مىگويد:) چون ما رحمتى به انسان بچشانيم بدان شادمان مىشود (و از حال طبيعى خود خارج و گرفتار غرور مىشود) و اگر ناروايى به سبب گناهانشان به آنها برسد به نعمت پروردگار كفر مىورزند و ناسپاسى مىكنند، و براستى كه مالكيّت آسمانها و زمين از آن خداست (و اوست كه بر حسب حكمت