تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٥ - زمينه كلى سوره
دستاورد اعمال آنهاست (و شايد اختلاف از گناهانى است/ ٢٧٢ كه مانع روزى مىشود)، و چون خدا براى امّتى عذاب را مقدّر كند هيچ كسى نمىتواند آن تقدير را از آن امّت برگرداند و دور كند.
(و نمودارى ديگر براى روزى خدا بادهاست كه كشتيهاى بازرگانى را به حركت درمىآورد) پس اگر خدا بخواهد اين كشتيهاى بزرگ رونده بر دريا كه هر يك چون كوهى هستند با توقف باد ساكن و بيحركت مىشوند يا بر اثر گناهان مردم نابود مىگردند ... همه اينها براى آن است تا كسانى كه در آيات خدا مجادله مىكنند، (و شكوه و تسلّط يا عذاب خدا را انكار مىكنند) بدانند كه گريزگاهى از عذاب او ندارند.
پس از تمام اينها، دنيا چيست؟! آيا جز كالايى است كه چون با آنچه براى مؤمنان در آخرت نزد خداست مقايسه و سنجيده شود اين يك بهتر و پايندهتر است؟ (٢٧/ ٣٦).
ح: (در اين نقطه عطف، روند آيه به محور اصلى سوره مىرسد كه به نظر مىآيد در شورايى نمودار است كه حاصل تمركز و تراكم تجربههاى بشرى است، و قرآن آن را ضمن صفتهايى گوناگون براى مؤمنان بيان مىكند)، كسانى كه از گناهان بزرگ و فاحش دورى مىگزينند، و به هنگام خشم در مىگذرند، و دعوت پروردگارشان را (به سرسپردن به رهبرى شرعى) پذيرفتهاند و، نماز را برپا داشتهاند، و كارشان بر پايه مشورت با يكديگر است (و بدان وسيله كارشناسيهاى خود را با يكديگر مبادله مىكنند) و از آنچه به آنها روزى دادهايم انفاق مىكنند.
ط: (اين دستهاى از صفتهاى مؤمنان بود كه به رابطههاى ميان ايشان وابسته است، و همچنين دستهاى ديگر از آن اوصاف به موضعگيريهاى آنان نسبت به دشمنانشان مربوط مىشود)، پس مؤمنان كسانى هستند كه اگر با گردنكشى برخورد كنند پيروز مىشوند (يعنى تسليم گردنكشان نمىشوند بلكه با آنها مىجنگند) ولى بر مردم ستم و تجاوز نمىكنند بلكه پاداش بدى نزد آنها بدييى همانند آن است.