تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٠ - شرح آيات
صادق (ع) داود رقّى را نسبت بدان هشدار مىداد و مىگفت
«اى داود! اگر دستت را تا آرنج در كام اژدها كنى براى تو بهتر است از درخواست نيازها از كسى كه هيچ نبوده و چيزى شده است». [٤٦] سپس اين مغرور فريفته به بزرگنمايى و فخرى كه او را غرقه كرده است اكتفاء نمىكند، بلكه مىپندارد/ ٢٥٨ زندگى در همان لحظهاى كه او در آن به سر مىبرد و همان جايى كه او در آن نعمت مىيابد، خلاصه شده است. آن گاه، پس از آن به گمانش مىرسد كه اگر قيامتى وجود داشته باشد پاداش او نزد پروردگارش خوشتر است، مگر نه آن كه خدا در دنيا بدو نعمت داده، پس ناگزير در آخرت هم بدو نعمت مىدهد! پادشاهان و توانگران و سرمايهداران چنين مىانگارند، و مىپندارند كه خداوند به سبب محبتى كه به آنها دارد درهاى نعمتهاى دنيا را بر آنان گشوده، يا آنها بندگان ويژه او هستند كه او آنها را برگزيده (و اين همان نژاد پرستى است)، در حالى كه بيگمان خدا اين نعمتها را به آنان داده تا آنان را امتحان كند و بيازمايد كدامشان كار نيك مىكنند، يا حتّى به استدراج، پايه به پايه آنها را بيشتر گرفتار (غرور و گناه) كند، چنان كه خداى سبحان گويد: «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ [٤٧] كافران نپندارند كه در مهلتى كه به آنها مىدهيم خير آنهاست. به آنها مهلت مىدهيم تا بيشتر به گناهانشان بيفزايند و براى آنهاست عذابى خوار كننده».
«فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِما عَمِلُوا- پس كافران را به اعمالى كه كردهاند آگاه مىكنيم.» امّا پروردگار سبحان ما مردم را بر اساس نيازمندى و توانگرى و بزرگى و خرديشان به حساب نمىكشد بلكه بر اساس كفر و ايمان و سپاس يا ناسپاسيشان و
[٤٦] - الاختصاص، ص ٢٣٢.
[٤٧] - آل عمران/ ١٧٨.