تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٩ - شرح آيات
[٥٠] از موجبات گريختن نفس از مسئوليّت و روى گرداندن از نشانههاى خدا همانا غرور و گول خوردن به نعمتهاست، كه قرآن در اينجا بدان مىپردازد
/ ٢٥٧ «وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هذا لِي وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُجِعْتُ إِلى رَبِّي إِنَّ لِي عِنْدَهُ لَلْحُسْنى- اگر پس از رنجى كه به او رسيده رحمتى به او بچشانيم مىگويد: اين حقّ من است و نپندارم كه قيامتى برپا شود، و اگر هم مرا نزد پروردگارم برگردانند البتّه كه نزد او حالتى خوشتر باشد.» از عادات فيلمسازان و رمان نويسان اين است كه قهرمانان خود را در حالتهاى روانى متناقض به تصوير درمىآورند، مثلا چنين به تصوير درمىآورند كه
يكى از جنايتكاران در لحظه ارتكاب جرم خود در اوج غرور به سر مىبرد، و ناگهان به دام مىافتد، يا يكى از مغروران را به تصوير درمىآورند كه مىپندارد همه چيز را در اختيار دارد و خورشيد را به دست راست و ماه را به دست چپ خود گرفته است، ناگهان به خود مىآيد و پليسى را برابر خود مىبيند و چون لتّهاى پوسيده مىشود.
اين تصوير در كشف نهفتههاى نهانخانه نفس و ابعاد نيرنگ و خود فريبى نفسانى كه انسان در آن به سر مىبرد كمك مىكند، و براستى از طريق شرايط تغيير پذيرى كه آدمى در آن به سر مىبرد كشف مىشود.
قرآن- در اينجا- حالت روانى نخستين را كه شخص فريفته در آن به سر مىبرد به تصوير مىكشد، آنجا كه او رحمت و نعمت پروردگار را پس از آن كه چندى در شرايطى سخت و در تنگنا و دشوارى به سر برده، مىچشد، و شادمانى خود را شتابان بدين عبارت بر زبان مىآورد كه «هذا لى اين مال من است»، همچون كودكى كه پدرش براى او بازيچهاى تازه خريده و او شتابان نزد همسالان خود مىرود و مىگويد: «من بازيچه تازه دارم، اين مال من است ...» در حالى كه دستخوش سرمستى غرور و فريفتگى شده است، و اين است همان چيزى كه نعمت يابى با نعمت يار مىكند، و همان گودال ژرفى است كه بايد از فرو افتادن در آن پرهيز كرد، و سبب دگرگونى حالت روانى انسان مىشود. و از اين روست كه امام