تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٨ - شرح آيات
مىانجامد. همه اينها ريشه فساد و تباهى در زندگى انسان است، و از ويژگيهاى پرستش خدا محفوظ داشتن بشر از اين فساد بزرگ است.
برخى بدين فساد رنگ فلسفى مىدادند و ادّعا مىكردند كه نشانههاى خدا عين ذات اوست، و هستى و هست يكى است و آفريننده و آفريده يكى و راه به سوى خدا به شماره نفسهاى آفريدگان است. هرگز ... نزد خدا همسازى ميان پرستش خدا و سجده گزارى به خورشيد و ماه وجود ندارد، پس هر كس كه بدانها سجده گزارد از چارچوب پرستش خدا بيرون رفته است.
[٣٨] چرا انسان پرستش خدا را رها مىكند و به پرستش آفريدگان او مىپردازد؟
زيرا در پرستش آفريدگار احساس خوارى و كوچكى و دريافت آفريده بودن و بندگى وجود دارد و در نتيجه موجب ملزم شدن به رسالتهاى الهى و محتواى آنها از ارزشها و قوانين، و جلوگيرى از آزمندى نفس و مخالفت با آرزوهاى آن، و پرواز در آسمان خرد ورزى، و گذر از واقعيّت مشهود به سوى حقيقتهاى پنهانى نامشهود، و ديگر مدارج والاى كمال است كه نيل بدانها براى بشر دشوار مىنمايد. از اين رو مىبينى كه آدمى تكبّر مىورزد و بزرگ خويشتنى مىكند. امّا روش قرآنى چگونه به درمان اين حالت استكبار و بزرگ خويشتنى مىپردازد؟ با يادآورى به بشر كه فرشتگان در حالى كه برتر از او، و به پروردگار خود نزديكتر و از حيث نيرو و سلطه بزرگترند، تنها خدا را مىپرستند و او را از شريكان پندارى منزّه و مبرّا مىدارند، و نيز بندگان صالح خدا كه از نزديكى بدو بهره دارند او را تسبيح مىگويند و اين كه براستى راه فرا رفتن و والا شدن همان سرسپردگى است، و بشر تا مانع بزرگ خويشتنى را در خود نشكند به مراتب والا نمىرسد.
/ ٢٣٧ «فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا- اگر آنان تكبّر مىورزند و بزرگ خويشتنى مىنمايند.» و آفريده خدا را شريك او مىسازند، و به خورشيد و ماه سجده مىگزارند، و به آرايش زندگى دنيا گردن مىنهند و سرمىسپارند، و براى حفظ خودخواهى و نگهدارى نادانى و بى خردى ادّعا مىكنند كه راه كمال همين است، بايد بدانند كه