تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٨ - شرح آيات
ندارد، و اگر با مخالفت يا حق ناشناسى كسان روبرو شود از راه دعوت منحرف نمىشود، زيرا بهاى دعوت او پيشاپيش از طرف پروردگارش پرداخت شده است.
وانگهى دعوت او از رفتار او جدا نيست. وى براستى در اجراى قوانين خدا، و كردار شايسته، و تسليم به رهبرى شرعى، و خشنودى بدان كه گواه صداقت او در دعوت خويش است مىشتابد، هم چنان كه اين همه گواه صدق دعوت او نيز مىباشد. پس كسى كه مردم را به خدا دعوت مىكند خود براستى خدا را مىشناسد، و كسى كه خدا را مىشناسد كردارهاى خود را شايسته مىسازد، و در زمين خواهان بلند روى و فساد نيست، بلكه كار را به خدا و نزديكترين/ ٢٢٦ كسان به پيامبر خدا وامىگذارد.
«وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ- و كارهاى شايسته مىكند و مىگويد البتّه كه من از مسلمانانم.» پس او نخستين كسى است كه خود را تسليم پروردگار خويش مىكند، و اين مطلب را اعلان مىكند و- با دعوت خود- با گردنكشان و جبّاران مىستيزد هم چنان كه بدان دعوت با شيطان نفس رياست طلب و سلطه جوى خود نيز مبارزه مىكند.
بدينسان اين آيه- با كلماتى مختصر و رسا- ما را با شواهد صدق در مورد دعوت كنندگان آشنا مىسازد و مىگويد كه چگونه آنان نيك گفتارترين مردمند و براى پاكسازى نفس از آلودگيهاى هوى در دعوت، و پاكيزه داشتن روش دعوت از خودخواهى و درشتى و كلمات ناهنجار مىكوشند.
در ميان مردم، كسى هست كه ديگران را به خدا دعوت مىكند، و براى اين دعوت وسيلهاى معيّن برمىگزيند. مثلا به سازمانى رسالتى مىپيوندد يا در رديف عالمان و خطيبان درمىآيد، يا روزنامهاى منتشر مىكند، يا دستگاهى براى انتشارات به راه مىاندازد ... و شيطان در كمين او مىايستد و او را از راه منحرف مىسازد، پس اهتمام او از خدا برمىگردد و متوجّه همان وسيلهاى مىشود كه اختيار كرده است. در اين صورت سازمان يا گروه يا مؤسسه او محور دعوتش مىشود و در