تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٠ - شرح آيات
همين آيه مىگويند: معنى آن اين است كه خدا فرمان متشكّل شدن و صورت پذيرفتن بدان دو داد و آن دو اين فرمان را پذيرفتند و امتثال كردند. ولى پرسشى باقى مىماند: پس در اين صورت اختيار ديگر يعنى آمدن آن دو به اكراه و ناخواست خود چه بوده؟ آيا تقسيم (به خواه يا ناخواه) دلالت بر اختلاف اين دو قضيّه ندارد، در اينجا حركتى است به دلخواه و ديگرى به اكراه و ناخواست. من نديدهام كه كسى به اين مناقشه پاسخى داده باشد، ولى باب تأويل نزد مفسّران گشوده است، و به نظر مىرسد نزديكتر به واقع آن باشد كه آياتى را كه وجود احساس در آفريدگان از آنها برمىآيد حمل بر ظاهر يا صريح همان آيات كنيم، زيرا آنچه ما را به تأويل آن آيات وا مىدارد، بعيد پنداشتن ماست. از آنجا كه ما نمىدانيم خطاب خدا به زمين و آسمان چگونه صورت گرفته است مىگوييم اين خطاب ابدا صورت نپذيرفته است، امّا اين اسلوب بلاغى در قرآن است. و نيز از آنجا كه نمىدانيم چگونه آسمانها و زمين خدا را تسبيح مىكنند، مىگوييم اين اهل آنهايند كه خدا را تسبيح مىگويند. و از آنجا كه آگاهى نداريم چگونه خداوند امانت خود را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرد و آنها از بردن آنها بار امانت خوددارى و از آن پرهيز كردند، مىگوييم هرگز ... اين در واقع تنها يك فرض كردن است.
دهها آيه قرآنى و چند برابر آنها از احاديث منقول از معصومان- عليهم السلام- ظاهر يا صريح از وجود شعور- به اندازهاى- در ديگر آفريدگان حكايت دارد كه هنگامى كه خدا در قيامت آنها را به باز پرسى مىگيرد، نمودار مىشود. آيا رواست كه ما تنها چون نمىدانيم اين امر چگونه صورت مىگيرد، آنها را به سينه ديوار بكوبيم (و مردود شماريم). اين از كمال نادانى است كه ما چيزى را كه دانشمان بر جزئيات آن احاطهاى نيافته انكار كنيم، و از خردمندى است كه بدان ايمان يابيم و سپس با روحى مثبت به جستجوى جزئيات آن بپردازيم.
آرى، ما به عنوان بشر با وسايلى كه در دسترس داريم نمىتوانيم موجودات زنده و چيزها را از درون خود آنها بررسى كنيم، بلكه از خلال ظواهر و پديدههاست