تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٨ - شرح آيات
داشته باشد، پس دير زمانى گذشته تا زمين سرد و پوسته آن سخت شده، پس از آن كه كرهاى گدازان مانند آنچه امروزه در درون آن است بوده كه هنوز مواد در آنجا در دمايى بسيار مىگدازد.
در حديثى منقول از امام امير المؤمنين (ع) درباره آفرينش زمين آمده است
«زمين را به موجهاى بزرگ خروشنده، و كوهههاى درياى جوشنده در پوشاند.
موجهايى كه بالاى آنها به هم مىخورد، و هر يك با شانه و پشت، موج ديگر را از جاى مىبرد. چون نر شتران مست، فريادكنان و كف آورده به دهان. پس، سركشى موج آب بر هم كوبنده، از گرانبارى زمين فرو نشست، و هيجان و به هم خوردن آن آرام گشت، كه زمينش با برخورد سينه خويش به هم مىمالاند، و چندانش در خاك خود غلتاند كه سست و آرامش گرداند، تا پس آن كه موجهاى آن خروشان بود، آرام و خوار شد، و در لگام اسير و فرمانبردار. و زمين از برخورد با كوهههاى موج آب، آرام بگستريد و خود بينى و ناز و سركشى و بلند پروازى و گردنفرازى موجها را فرو كشيد». [٥] به نظر مىرسد كه سخن گفتن امام مربوط به يك مرحله از مراحل دگرگونى زمين است كه چگونه پروردگار آن را براى سكونت جانداران آماده ساخت، زيرا زمين از چندين مرحله گوناگون گذشته كه ديگر نصوص/ ١٧٤ منقول بدانها اشاره كرده است و نظريات جديد نيز آنها را روشن مىسازد.
دوم: آن دو روزى كه زمين در ظرف آنها شكل گرفته كدام است؟
مفسّران در اين زمينه اختلاف بسيار دارند، زيرا گفتهاند: اگر اندازهگيرى روز بسته به حركت زمين است چگونه روز را پيش از به وجود آمدن زمين تصور كنيم؟ يكى گفته است: مراد از آن زمانهاست، چنان كه خداى سبحان گويد
[٥] - موسوعة بحار الانوار، ج ٥٧، ص ١١١ (اين عبارات از خطبه ٩١ نهج البلاغة، معروف به خطبه اشباح و از ترجمه دكتر سيد جعفر شهيدى، ص ٨٠- ٨١ است. در ترجمه ديگر عباراتى كه از نهج البلاغه در اين تفسير نقل شده نيز از همين ترجمه استفاده شده است- م.)