تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٦ - شرح آيات
هنگامى كه سلولها با يكديگر جمع مىشوند و رشد مىكنند تا به صورت لخته خونى چسبيده و به زهدان درمىآيند.
/ ١٢٨ «ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا- آن گاه شما را به صورت كودكى بيرون مىآورد.» نوزادى كه به توجّه و پرستارى مادر و حمايت پدر و محافظت از دهها خطرى كه به سبب ضعف بنيه و كوچكى حجم او را در بر گرفته است نياز دارد.
«ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ- آن گاه تا به سنّ جوانى خود برسيد.» و تنها خدا مىداند كه قوانين و سنّتها (و عواملى) كه در رسيدن اين نوزاد كوچك به مرحله نوجوانى و جوانى سهيم است چه اندازه است! «ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخاً- آن گاه تا پير شويد.» و هزاران خطرى بر شما بگذرد كه خداوند شما را از آنها نجات دهد تا انسان پير شود، اما فرشته مرگ پيش از آن كه برخى به پيرى رسند آنان را در مىربايد تا عبرتى براى كسانى باشند كه خبر مرگ را به ايشان مىرسانند.
«وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّى- بعضى از شما پيش از پيرى بميريد و بعضى به آن زمان معيّن مىرسيد.» پس انسان تا مهلت خود را در دنيا تمام نكند نمىميرد. و چه بسا بيمارى كه به خاك سپرده شده يا مخالف با سلطههاى نيرومند يا رزمنده در ميدانهاى جنگ كه با گذشتن از صدها دشوارى زنده مىماند، در حالى كه جوانى تندرست كه خود را با تمام موانع از مرگ مجهّز كرده مىميرد تا اين هر دو دليل بر آن باشد كه بهترين محافظ از مرگ همان اجل و مهلت معيّن است.
«وَ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ- و شايد به عقل دريابيد.» و بدانيد كه مراد پروردگارتان از گوناگونيهاى زندگى آن است كه او را بشناسيد و بدو سرسپاريد و تسليم شويد و چيزى را شريك او نسازيد.