تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٣ - شرح آيات
و هنگامى كه بدين امور مىنگريم چارهاى نمىيابيم جز آن كه به ستايش خدا تسبيح گوييم، و به يادآوريم كه خير او بزرگ و ثابت است، و او بركت خود را مضاعف كرده و آفريده خود را تكامل بخشيده و نيكو تدبير كار او كرده است.
[٦٥] امّا نياز موجودات و كاينات به يكديگر و نياز انسان به آنها دليل عجز و ناتوانى آفريدگان و محدوديّت آنهاست، و افزون بر اين وجود نسبتى از مرگ و نيستى در ميان آنها را آشكار مىسازد. پس اين انسان بر اثر دهها ميليون قانون و سنّتى كه او را در برگرفته و او بدان قوانين قايم شده، زنده است و بدون آنها مرده، بگذار مثلا خوراك را بگيريم. آيا بشر بدون خوراك زندگى مىكند؟ همچنين هوا كه اگر از ميان برود زندگى او هم از ميان مىرود. آيا اين مطلب ما را بدين امر دلالت نمىكند كه اگر خوراك و هوا نباشد انسان مرده است؟ از اين امر به نيازمندى تمام طبيعت به ذات زندهاى كه نيازمنديهاى آن را تأمين كند و امورش را تدبير كند، راه مىبريم، و او خداى زنده است.
امّا برخى براى رفع نيازمنديهاى خود به آفريدگان روى مىآورند. آيا نمىبينند كه آنها نيز به نوبه خود نيازمندند؟
«هُوَ الْحَيُ- او زنده است.» زندگى او به خودى خود است، و زندگى ديگران به اوست، زندگى او سابق بر مرگ است و هستى او سابق بر نيستى.
«لا إِلهَ إِلَّا هُوَ- خدايى جز او نيست.»/ ١٢٦ و زندگيى جز بدو نباشد، و از اين رو تسلّطى جز تسلّط او وجود ندارد، پس هر كس نيازى دارد يا قدرتى مىخواهد بايد با اعتقادى خالصانه بدو متوسّل شود و آن را فقط از او بخواهد.
«فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ- او را بخوانيد در حالى كه دين او را به اخلاص پذيرفته باشيد،» و بدو سرسپاريد و تسليم شويد و او را بستاييد تا به شما پاسخ گويد.» «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ- كه ستايش از آن خدايى است كه