تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢ - زمينه كلى سوره
به عظمت آفرينش الهى آسمانها و زمين هدايت مىكند، و به ما مىفهماند كه كبر كورى و نابينايى دل و ايمان بصيرت و بينش است، و در رسيدن ساعت موعود آينده كمترين شكّ و ترديدى نيست،/ ١٣ سپس به ما فرمان مىدهد كه دعا كنيم زيرا دعا همانا شفاى بيمارى كبر است.
و به موجب روش بىنظير قرآنى آيات خود را به دلها القا مىكند (٦١ تا ٦٦) و سپس ما را از انكار نسبت به آن آيات بر حذر مىدارد زيرا انكار آنها آدمى را از حق مىگسلاند (٦٣) و ديگر بار ما را متذكر آيات بينش دهنده مىكند و يادآور مىشود كه همانا ذات خداوند زنده يگانه است، و به پيامبر خود فرمان مىدهد كه با خدايان دروغين و برساخته بستيزد (٦٦) و ما را يادآور مىشود كه براستى اوست كه زنده مىكند و مىميراند.
چهارم، و براى آخرين بار: از جدال در نشانههاى خداوند نهى مىكند (٦٩) و كسانى را كه كتاب خدا را تكذيب كردند بيم مىدهد كه سرانجام خواهند دانست چه جرمى مرتكب شدهاند، و اين آگاهى هنگامى است كه غل بر گردنهايشان افكنده شده و گرفتار بند و زنجيرند.
اين چنين، بيمارى جدال را با بر حذر داشتن از عاقبت اخروى آن درمان مىكند، و در پايان سوره بينشهاى مندرج در آن خلاصه مىشود كه عبارت است از فرمان دادن به صبر و شكيبايى (٧٧) به پيروى از روش پيامبران، و بر حذر داشتن از عاقبت استهزاء (٧٨) و يادآورى به نشانههاى (و آيات صنع) خدا در آفرينش چهار پايان، و ام به گردش در زمين براى نگريستن و عبرت گيرى از عاقبت تكذيب كنندگان و ناباوران، و اين كه چگونه نابود شدند و آنچه به دست آوردند به آنان سودى نداد، بدين معنى كه هنگامى كه پيامبران آنان را بيم دادند، به دانشى كه خود داشتند دلشاد شدند ولى بدانچه مسخره مىكردند گرفتار آمدند (٨٣) بلى، در لحظه آخر، هنگامى كه شدّت عمل خدا را ديدند، ايمان آوردند، ولى سنّت الهى بر اين جارى است كه ايمان بدان وقت سودى ندارد، و آنجاست كه كافران زيان مىبينند و خسران مىيابند. (٨٥)