تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١١ - شرح آيات
السّلام) آمده است: «بنده خدا را به چيزى همانند بداء عبادت (راستين) نمىكند». [٦٥] و در حديثى ديگر از هشام بن سالم، از امام صادق (ع) آمده است كه حضرتش گفت: «خداى عزّ و جلّ به چيزى همسنگ بداء بزرگ داشته نشده است» [٦٦] و گفت: «اگر مردم بدانند كه چه پاداشى در قايل بودن به بداء و گفتگو از آن وجود دارد از سخن گفتن درباره آن دست بر نمىدارند». [٦٧] از مظاهر بداء (و اعتقاد بدان) دعاست، زيرا در دعا اعتراف به اقتدار عملى و مستقيم خدا بر آفرينش وجود دارد، و شناخت اين حقيقت است كه او در آنچه مىآفريند هر چه مىخواهد مىكند، و در دشواريهاى زمانهها و سختيهاى زندگى از او كمك مىخواهند. از اين رو دعا عبادت والا شده است، و پروردگار سبحان ما گويد: «قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ [٦٨] بگو اگر دعاى شما نبود پروردگارم به شما توجّهى نمىكرد».
سياق قرآنى نشان مىدهد كه چگونه مردان بزرگ به وسيله دعا به درجات والا رسيدهاند./ ١١٥ از آدم ابو البشر آغاز مىشود كه از پروردگارش (به دعا) آمرزش طلبيد و خدا او را آمرزيد و پيامبرى و برگزيدگى بدو داد، تا نوح كه بر ضدّ قوم خود دعا (درخواست منفى، نفرين) كرد و خدا با آن طوفان بزرگ عليه آنان بدو كمك كرد، و تا ابراهيم كه در هر موقع از دعا غافل نمىشد تا آن كه خداوند او را خليل (و دوست) خود گرفت و پيشواى مردم قرار داد، و تا موسى كه خداوند به وسيله دعا او را بر فرعون پيروزى داد، و همچنين ديگر پيامبران، كه از دعا به درگاه پروردگارشان غفلت نورزيدند و خدا با درهم شكستن قوانين طبيعت به آنان پاسخ مىداد. مثلا هنگامى كه به قدرت خود به مريم فرزند داد، كفيل او زكريّا در ضمير
[٦٥] - همان مأخذ، ص ١٠٧.
[٦٦] - همان مأخذ و صفحه.
[٦٧] - همان مأخذ، ص ١٠٨.
[٦٨] - الفرقان/ ٧٧.