اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٧
فن اول در مباحث الفاظ سه فصل است
فصل اول در كيفيت دلالت الفاظ بر معانى
واضعان لغت- الفاظ بازاء معانى وضع كردهاند- تا عقلا بتوسط آن بر معانى دلالت سازند- و اين نوع دلالت را دلالت تواطى خوانند- كه تعلق بوضع دارد و بمردم خاص است- چه در دلالت بطبع كه نه بطريق تواطى باشد- مانند دلالت اصوات طيور بر احوال ايشان- ديگر حيوانات با مردم مشارك باشند- و چون معانى بعضى داخل افتد در بعضى- و بعضى لازم بعضى- اما داخل مانند معنى ديوار- كه داخل بود در مفهوم معنى خانه- چه ديوار جزوى از خانه بود- و اما لازم چنانك معنى ديوار لازم معنى سقف بود- چه سقف بىديوار نتواند بود- پس تصور بعضى معانى- مقتضى تصور معنيهاى ديگر باشد- كه داخل باشند در آن معانى- يا لازم آن معانى باشد بر سبيل تبعيت- و چون چنين بود- دلالت الفاظ بر معانى از سه نوع تواند بود- اول آنك بلفظ آن معنى خواهند- كه بوضع بازاء او نهاده باشند- چنانك مردم گويند و بان حيوان ناطق خواهند- و آن را دلالت مطابقه خوانند- دوم آنك بلفظ آن معنى خواهند- كه داخل بود در آن معنى- كه لفظ بازاء او نهادهاند- چنانك بمردم حيوان خواهند- يا بمردم بعضى از اعضاء مردم خواهند- و آن را دلالت تضمن خوانند- سيوم آن كه بلفظ آن معنى خواهند كه لازم آن معنى باشد- كه لفظ بازاء او نهادهاند- چنانك بمردم ضاحك