اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٦٣
بسوى آنك از موت خايف نباشد تا بشرف آن برسد- و ركوب خطر مقارنت ضرر بود باثبات بر قرب- و اسباب خوف باعتبار بود- يعنى مشاهده حلول ضرر بغير- و تجربه و احساس و اخبار غير- و حدس و خوف از كسى بود كه مدافعتش ممكن نبود- خاصه كه ظالم بود و آن كس را كه مفاوضه نگيرد- بخلاف ظن معامله كند- و قادر بر منازعت در آنچه شركت نپذيرد- و دشمن و آن كس كه پنهان قصد كند- مانند مكار و مخادع و ساعى و داهى- و كسى كه بر سر او وقوف نيابند- و دوست مظلوم بيشتر از چيزى بود كه تدارك نتوان كرد- و در حالى كه كسى از آن خلاص نتواند بود- و كسانى كه نترسند و مغرور بقوت يا مال يا نصرت غير باشند- يا متوكلان يا نيكوكاران بغير و امن بر اين قياس- د شجاعت ملكهاى بود كه- صاحبش واثق بخلاص و مستعد بود حلول مكاره را- و مبنى بر دو چيز بود- يكى حسن ظن و ديگرى تمكن از دفع- و دواعى شجاعت كثرت ناصر بود و فرط قوت- و برائت از ظلم و عظم نفس تا احتمال ضيم نكند- و تجربه و ثقت بعاقبت نيك و امن از غايله اقدام- و عجب و غرور به بزرگى- و آنچه بدان دلير باشند چيزى بود كه تلف نشود- يا تلافى توان كرد يا حقير بود- يا قدرش ندانند يا چشم بر عوضى بزرگتر دارند- يا نامجرب بود يا تجربه كرده باشند- بارها و تلف نشده باشد- و باشد كه اين معنى سبب جبن نيز شود- ه خجلت و حيا خوفى و حيرتى باشد نفس را- از عروض آنچه مقتضى مذمت باشد- و بازاء آن وقاحت خلقى بود كه- با آن بفوات حمد و لحوق ذم مبالات نكند- و فاضحات مانند فرار از زحف بود- و مزاولت امور دنى و خيانت و مخالطت اهل تهمت- و حرص نمودن بر محقرات و تقتير با ثروت و تصلف بدروغ- و بر خود بستن هنر ديگرى- و جزع بر ضرر اندك و تملق مفرط- و از دواعى خزى بود رضا بانك باو استهزاء كنند- و مزاولت امور خسيس و محاكات آن- و تحمل شر از غايت حرص و حيا از كسى كه معتقد خير بود-