اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٥
در جسم كه- مقتضى قابل نابودن خرق و تفريق اتصال باشد به آسانى- آن استعداد را قوت خوانند- و اگر موجب ترجيح طرف قبول و انفعال باشد- مانند هيات انصراع و ممراضى و لين- آن استعداد را لا قوت خوانند- و ببايد دانست كه- مصراعى نه ملكه نفسانى باشد- كه با وجود آن در قوت ادراك صارع- صناعت كشتى گرفتن نيك داند و بر آن قادر بود- و نه ملكه قوت تحريك- كه در اعضاء بسبب ادمان راسخ شده باشد- و تحريك آن بر وجهى كه مؤدى بمطلوب بود- با وجود آن ملكه آسان باشد- چه آن ملكهها از نوع دوم بود از كيفيات- بل هياتى بود در اعضاء كه- با وجود آن قابل انعطاف و انحناء نباشد به آسانى- و همچنين مصحاحى نه هيات صحت بود كه از نوع دوم باشد- بل هياتى بود كه با وجود آن- مرض عارض بنادر شود يا به آسانى زايل شود و نوع چهارم كيفياتى بود- كه عارض شود كميات را- چون استقامت و انحناء در خط- و چون استدارت و استواء در سطح- و چون تقعير و تقبيب در جسم- و چون شكل كه تربيع و تثليث و تكعيب و مخروطى را- شامل بود در سطح و جسم تعليمى- و همچنين زاويه در اين دو نوع و چون خلقت- و آن هياتى بود كه بعد از اجتماع شكل و لون- حاصل شود در سطوح اجسام طبيعى- و چون زوجيت و فرديت و اوليت و تركيب- و